تبليغاتX
زیر درخت انجیر
وب نوشته های جابر تواضعی

این یادداشت در صفحه ۷ روز چهارشنبه ۲۳ اسفند ۸۵ روزنامه کارگزاران چاپ شده است.

 

«حیاط خلوت» از پنج اپیزود مجزا تشکیل شده که جز درون مایه آن ها هیچ چیز دیگری باعث پیوند ارگانیک آن ها نمی شود. نمایش درباره بخش دیگری از وجود آدم ها است که در برخورد آن ها و در روایت کوتاهی که در آن اپیزود مجال روایت پیدا می کند، عیان می شود. این اشتراک درون مایه به همان اندازه که می تواند از یک منظر عامل ارتباط و وحدت اپیزودها باشد، از منظر دیگری می تواند کاملا متفاوت و بی ارتباط با هم به چشم بیاید. ضمن این که هیچ خط نازک و باریکی رشته پیوند میان آن ها نیست.

عوامل مختلفی هست که به این عدم ارتباط و هماهنگی دامن می زند. یکی از آن ها عدم تجانس و یک دستی فضای اپیزود هاست که هم خوانی لازم را ندارد. طوری که می شود گفت که حتی اگر جای هر کدام از قصه ها با قصه دیگری عوض شود، اتفاق خاصی برای کلیت کار نمی افتد.

نامتجانس ترین اپیزود،«کتاب سال» است که داستان یک زن شهرستانی را روایت می کند که خیلی اتفاقی کتابی نوشته و خیلی اتفاقی تر این کتاب برنده کتاب سال شده. حالا او که با هیبتی شهرستانی برای گرفتن جایزه اش پشت تریبون قرار می گیرد و برای همه تعریف می کند که سوژه کتابش را از کجا الهام گرفته و آن را

چطور نوشته است. با وجود شوخی هایی که فقط افراد خاصی از آن سر در می آورند، این اپیزود فضایی هجوآمیز و ساختاری میان پرده ای دارد. نوع بازی سیما تیرانداز و طنز اغراق شده اش هم مثلا در مقایسه با طنزی که در اپیزود اول هست، این حس را تشدید می کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 13:52  توسط جابر تواضعی  | 

مهدی فرجی

 

 

 

 

 

 

 

 

چهارمین نشست تخصصی انجمن شاعران جوان کاشان پیرامون نقد آثار مهدی فرجی و با حضور دکتر محمد رضا سنگری - چهره آشنای ادبیات معاصر - برگزار می شود.

 

به گزارش روابط عمومی انجمن شاعران جوان کاشان، در این نشست، کتاب ها و اشعار مهدی فرجی توسط میهمانان و حاضرین مورد نقد و بررسی قرار می گیرد.

 

 مهدی فرجی متولد سال 58 کاشان است و تاکنون در زمینه شعر، کتاب های «هزار اسم قلم خورده»، «و چشم های تو باران»،« ای تو راز روزهای انتظار» و«روسری باد را تکان می داد» در زمینه شعر از او منتشر شده است. علاوه بر این وی موفق شده در چند سال گذشته در مسابقات و کنگره های معتبر ادبی کشور رتبه ها و مقام های گوناگونی را از آن خود کند.

 

این نشست به همت انجمن شاعران جوان کاشان و با همکاری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان رفاهی تفریحی شهرداری این شهرستان، ساعت 18 دوشنبه21/12/85 در فرهنگ سرای مهر برگزار می شود.

 

برای اطلاع بیش تر از نحوه فعالیت های انجمن شاعران جوان کاشان، به آدرس اینترنتی www.shaeranejavan.blogfa.com مراجعه کنید.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 13:50  توسط جابر تواضعی  | 

 حالا آرام تر شده ام، ولی سه چهار ساعت پیش خیلی عصبانی  بودم. قرار بود امروز برویم همدان برای بازدید از روند بازسازی سینماهای همدان و افتتاح یکی دو تا پروژه دیگر در آستانه برگزاری بیست و یکمین جشنواره فیلم کودک و نوجوان که ام سال در همدان برگزار می شود. فارابی برایمان پرواز چارتر گرفته بود. با دو ساعت تاخیر سوار شدیم و دست آخر هم پرواز منتفی شد. لازم است بگویم که به خاطر نقص فنی؟دقت کنید که علاوه بر ما روزنامه نگارها، آدم های دیگری هم بودند مثل هو شنگ مرادی کرمانی، کیومرث پوراحمد، فرشته طائرپور و چند نفر دیگر به اضافه خود جناب مدیرعامل علیرضا رضاداد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 12:44  توسط جابر تواضعی  | 

بيست و ششمين شب از شب هاي مجلة بخارا به معرفي و بررسي اجمالي «جان كيج» موسيقي دان مي پردازد.

در شب كيج، دكتر محمد باقر ضيايي، علي دهباشي، نادر مشايخي و پيمان سلطاني دربارة وجوه گوناگون هنرش سخن راني می کنند و دو قطعة بسيار مهم او توسط اركستر موسيقي مدرن كنسراتور تهران اجرا خواهد شد. در پايان برنامه نیز فيلمي از زندگي جان كيج به نمايش درخواهد آمد. «شب جان كيج» ساعت 5 بعد از ظهر روز چهارشنبه 16 اسفند در تالار بتهوون خانه هنرمندان برگزار مي شود.

 جان كيج در 1912 در لوس آنجلس به دنيا آمد. در 1938 نخستين قطعه اش را براي پيانو ساخت و در 1951 گروهي از موسيقی دانان و مهندسين را به كار گرفت تا نخستين قطعة موسيقي را روي نوار مغناطيسي ضبط كنند. در 1949 جايزة آكادمي ملي هنر و ادبيات را به خاطر توسعة مرزهاي موسيقي و نوآوري اش در پيانو دريافت كرد. در 1978 به عنوان عضو آكادمي هنر و علوم آمريكا برگزيده شد و در 1988 به عضويت آكادمي هنر و ادبيات درآمد. در 1982 نشان لژيون دونوار فرانسه نصيب او شد و در 1989 از سوي بنياد اينامورا جايزة كيوتو را دريافت كرد. كيج علاوه بر آفرينش قطعات موسيقي به تأليف كتاب روي آورد و آثار گرافيكي او نیز در نمايشگاه هاي متعدد به تماشاي عموم گذاشته شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 12:36  توسط جابر تواضعی  | 

این ها هم بازی نور و سایه است در اسکله تفریحی کیش. حیفم می آید از خدایار قاقانی یاد نکنم که در لذت این بازی باهم شریک بودیم.

 

 

نیمکت 1


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 11:22  توسط جابر تواضعی  | 

«فقط‌ برای اين كه‌ بفهمي‌ به‌ من‌ محتاجي. يادت‌ باشه اون قدر شجاعت‌ داشته‌ باشي‌ كه‌ وقتي‌ پشيمون‌ شدي‌، بيايي‌ سر گورم‌ و به‌ اشتباهت‌ اعتراف‌ كني. خداحافظ‌ براي‌ هميشه.»

كاغذ را روي‌ عسلي‌ كنار دستش‌ گذاشت‌ و روي‌ تخت‌ دراز كشيد. ليواني‌ را كه‌ يك‌ بسته‌ قرص‌ واليوم‌ در آن‌ حل‌ كرده‌ بود، برداشت‌ و در حالي كه‌ آن‌ را به‌ دهانش‌ نزديك‌ مي‌كرد، همه خاطراتش‌ را از ذهن‌ گذراند. صداي‌ زن‌ توي‌ ذهنش‌ پيچيد كه‌ چند روز پيش‌ در جواب‌ تهديد او به‌ خودكشي،‌ گفته‌ بود:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 14:52  توسط جابر تواضعی  | 

اگر کشتی یونانی را در خود کیش هم ندیده باشید، لابد عکس هاش را این جا و آن جا دیده اید. این ها در اولین سفرم به کیش به بهانه هفتمین جشنواره فیلم مستند کیش در آذرماه گرفتم. جشنواره اش که  خیلی مزخرف بود. ولی مثل همیشه از این جور سفرها برایم مشتی خاطره خوب و بد مانده و همین عکس هایی که  با دوربین عاریه ای گرفته ام.

بقیه اش را هم در پست های بعدی می گذارم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 16:19  توسط جابر تواضعی  | 

مجلة بخارا به مناسبت انتشار كتاب « بونوئلي ها» ترجمة شيوا مقانلو، سه شنبه هشتم اسفند ماه « شب لوئيس بونوئل» را در خانة هنرمندان ايران برگزار مي كند.

   در شب لوئيس بونوئل كه بيست و سومين شب از شب هاي مجلة بخارا است دكتر بزرگمهر رفيعا با عنوان « نگاهي ديگر به بونوئل»، علي دهباشي دربارة «بونوئل سوررئاليست» ، شيوا مقانلو دربارة « بونوئل و هنر و ادبيات» سخن خواهند گفت و  پگاه احمدي و آناهيتا طاعتي قطعاتي از آثار بونوئل را خواهند خواند. پايان بخش شب بونوئل نمايش فيلم «سگ اندلسي» است. در ابتداي مراسم فيلم مستند كوتاهي از زندگي بونوئل به نمايش درخواهد آمد.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 11:53  توسط جابر تواضعی  | 

 

آرمان روابط عمومی

 

 

 

 

 

 

دو هفته است ویژه نامه ای که از طرف روزنامه توسعه و با نام «ویژه شمال استان اصفهان» در کاشان منتشر می شد، جایش را به روزنامه «آرمان روابط عمومی» داده است.

این ویژه نامه به همت یکی از روزنامه نگاران قدیمی محمد دهقانی آرانی منتشر می شود که کارش را از روزنامه کیهان سابق شروع کرده و تا به حال در نشریات مختلف پایتخت در سمت های مختلف قلم زده. یکی از این روزنامه ها همین جام جم است که گویا زمانی مسئولیت صفحات لایی را بر عهده داشت. اما متاسفانه قبل از حضور رسمی و دائمی من در این روزنامه، از آن جا هم رفته بود و نمی دانستم کجا. بنابراین من هیچ وقت حضور این پیشکسوت و استاد همشهری و همکار را درک نکردم و شناختم از ایشان تا حالا محدود بوده به ذکر خیر و مرور خاطرات گاه و بی گاه بچه های تحریریه از او.

حالا مدتی است که او به شهر و دیار خودش برگشته و همت کرده تا با توانایی و تخصصی که دارد، به پیشرفت شهر و دیار خودش کمک کند. حاصل این تلاش تا این جای کار انتشار 14 ویژه نامه هشت صفحه ای بوده که دوازده هفته اش با مجوز و لوگوی روزنامه توسعه و دو هفته اش با مجوز و لوگوی روزنامه «آرمان روابط عمومی» هر هفته آمده روی پیشخوان روزنامه فروشی های شهر.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 10:59  توسط جابر تواضعی  | 

این مطلب در صفحه 9 پنج شنبه 3 اسفند ماه 1385  روزنامه جام جم چاپ شده است.

 

دوره گویندگی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

با هنرآموختگان دوره آزاد گویندگی دانش کده صدا و سیما؛

ميکروفن در انتظار ماست

 

همه چيز برايشان با ديدن يک آگهي در همين روزنامه جام جم خودمان شروع شده. قبلش اصلا همديگر را نمي شناختند و فکرش را هم نمي کردند که عصر يک روز چهارشنبه با هم در يک رستوران قرار بگذارند تا مراسم فارغ التحصيلي شان را در دوره آزاد گويندگي دانشکده صدا و سيما جشن بگيرند.

اين آگهي غير از گويندگي براي دوره هاي ديگر هم مثل بازيگري ، کارگرداني ، فيلم نامه نويسي ، تدوين ، موسيقي و چيزهاي ديگري که لااقل به ظاهر از کار گويندگي جذاب ترند ، فراخوان داده بود. لابد خيلي هاشان هم مثل مريم قلاني از اول مي خواستند در يکي از همان دوره هاي ديگر شرکت کنند ، ولي بعد ، چيزي که خيلي هايمان اسمش را مي گذاريم اتفاق يا دست تقدير ، باعث شد از کلاس گويندگي مهران دوستي سر در بياورند. اما وقتي در همان جلسه اول از زبان او شنيدند که هيچ چيز توي اين دنيا اتفاقي نيست و حتي ديدار آنها در اين کلاس از قبل در جايي اتفاق افتاده و فقط حالا آنها بهش رسيده اند، خيلي تعجب کردند. کم کم با گذشت زمان قضيه برايشان روشن تر شد. آنقدر روشن که حالا در پايان اين دوره ، راه خيلي هايشان تغيير کرده و خيلي ها هم با اميد و انگيزه بيشتري به کارشان ادامه مي دهند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 16:45  توسط جابر تواضعی  | 

 

 

این یادداشت در صفحه ۹ روزنامه جام جم ۲/۱۲/۸۵ چاپ شده است.

 

«تک درخت ها» ساخته سعيد ابراهيمي فر اقتباسي است از چهار داستان هوشنگ مرادي کرماني که قبلا در مجموعه «لبخند انار» او چاپ شده است. اما از اين فيلم، به هيچ وجه نبايد شيريني و رواني داستان هاي مرادي کرماني يا فيلم هايي را که پيش از اين با اقتباس از نوشته هاي او ساخته شده، انتظار داشته باشيد. هرچند مرادي کرماني در نوشتن فيلم نامه با ابراهيمي فر همراهي کرده است.

ويژگي منحصر به فرد و شاخص داستان هاي مرادي کرماني و برگ برنده او شيريني و رواني آن هاست؛ مشخصه اي که باعث مي شود حتي وقتي که از تلخي ها حرف مي زند، مخاطبش آزرده و خسته نشود و با شخصيت ها و حوادث و اتفاقات گاه بي رحمانه اي که برايشان رقم مي خورد، همراه بماند. اين، دقيقا همان چيزي است که در «تک درخت ها» نيست و طبعا نمي شود اتفاقات بعدي مشابه را هم از اين اثر انتظار داشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 13:27  توسط جابر تواضعی  | 

بیدار نشد که ملافه را کنار بزند، چشم هاش را نمالید، توی رختخواب ننشست که به بدنش کش و قوس بدهد؛ خمیازه نکشید و مشت نکوبید به سینه اش. پس  پرده هار ا هم نکشید که نور ملایم و اریب خودش را ول کند توی اتاق. پس گنجشک ها را  ندید که لابلای درخت انجیر  بالا و پایین می پریدند، صدای شلوغ کردنشان را هم نشنید. پس آن ها هم خودشان را نشانش ندادند که چند تایی شان لب حوض نشسته بودند و چند تایی شان هم رفته بودند سروقت ریحان هایی که پدر گوشه باغچه کاشته بود و هنوز درنیامده بود. پس تلالو آب از پشت پرده های کشیده نشده، نیفتاد روی دیوار و سقف اتاقش. نسیمی هم که نبود، این بازتاب نیفتاده روی دیوار را کم رنگ و پررنگ نکرد. پس او هم کیف نکرد و لبخند نزد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 13:31  توسط جابر تواضعی  |