|
وب نوشته های جابر تواضعی
|
سومين همايش ادبي «سعدي تا سپهري» در كاشان برگزار مي شود.
به گزارش روابط عمومي انجمن شاعران جوان كاشان، اين همايش به مناسبت اول ارديبهشت روز بزرگداشت سعدي و همچنين جاودانگي سهراب سپهري در زادگاه اين شاعر معاصر برگزار مي شود.
برنامه روز اول اين همايش، يك نشست تخصصي با اين موضوع است كه ساعت 18 چهارشنبه 29/1/86 در فرهنگسراي مهر برگزار مي شود.برنامه روز دوم، برپايي شب شعري در ساعت 18 روز پنج شنبه 30/1/86 در خانه تاريخي احسان است.اين همايش، روز جمعه 31/1/86 با گل افشاني مزار سهراب در روستاي اردهال به كار خود پايان مي دهد.
سومين همايش ادبي «سعدي تا سپهري» توسط انجمن شاعران جوان كاشان برگزار مي شود.
بازتاب این خبر در آژانس خبری هنر... این جا
ترانه تيتراژ سريال رضا عطاران که بدون انتظار براي رسيدن نظرسنجي ها مي شود قرص و محکم از آن به عنوان پرمخاطب ترين کار نوروزي نام برد، بهانه خوبي براي اين حرف است. آن قدر که حتي مي توان نقش و اهميتش را از خود کار عطاران بيشتر دانست و البته قضاوت نهايي را گذاشت براي وقت ديگري که تاثير آن را روي کارهاي ديگر تلويزيوني مي بينيم. فعلا مي شود به همين تفاوت اندک اين کار از نظر نوع موسيقي و کاربرد آواز در ميان کارهاي مشابه اکتفا کرد. مهم ترين دليل اين حرف ، ارائه اولين کار رسمي خواننده و آهنگ ساز جواني است که 5 آلبوم ضبط شده دارد و براساس روايت هاي مختلف ، 2تا 4 تاي آنها مدت هاست دارد بين ملت دست به دست مي چرخد.
مجله بخارا با همكاري مجله اينترنتي پندار و انتشارات شهاب بيست و هشتمين شب از سلسله شب هاي بخارا را به «شب ادبيات افغانستان» اختصاص داده است.
در اين مراسم كه ساعت پنج بعد از ظهر يك شنبه 19 فرورودين ماه در تالار بتهوون خانة هنرمندان برگزار مي شود، دكتر حورا ياوري، فرخنده حاجي زاده، صفدر تقي زاده، جواد فعال علوي، حسن انوشه، محمدحسين محمدي و علي دهباشي دربارة وجوه گوناگون ادببات افغانستان سخن راني خواهند كرد.
همچنین فيلم مستندي نیز دربارة افغانستان به نمايش درخواهد آمد.
تیک تاک، تیک تاک...
شده تا حالا همین طور که توی رختخوابت خوابیده ای، به صدای ساعت شماطه دار بالای سرت حساس بشوی که کوکش کرده ای تا مثلا فلان ساعت بلند شوی برای درس خواندن یا رفتن سر کار؟ حتما این صدا جذبت کرده؛ ساعت را آرام آورده ای نزدیک تر و خوب گوش داده ای: تیک تاک، تیک تاک...
صدای قشنگی است؛ یک جور موسیقی که به ذهن آدم نظم می دهد. جالب است و هشدار دهنده. مثل صدای پای کسی که هم دوستش داری و هم یک جورهایی ازش می ترسی. صدای پای لحظه هایی که تند و با عجله و البته منظم جلوی چشم ما رژه می روند و ما ازشان سان می بینیم. ثانیه هایی که از جلومان می گذرند و ما هیچ کاری نمی توانیم بکنیم. برای همین است که این صدا گذشته از همه خصلت هاش، ترس ناک و دل گیر هم هست. چون در برابر رژه شان هیچ کاری دستمان نیست؛ هیچی. «تیک تاک»، یعنی یک لحظه گذشت. می گویند باید قدر لحظه ها را دانست. اما هیچ کس نمی گوید چه جوری. وقتی بیش تر حرصم می گیرد که می بینم چند ماه مانده به سال جدید، همه جا تقویم هاش را می کوبند به در و دیوار یا همه، کارهایشان را با آن تنظیم می کنند. مثلا می گویند تا قبل از عید فلان کار را تمام می کنم یا بعد عید شروع می کنم به بهمان کار.
تیک تاک، تیک تاک...
روی زمین هیچ خبری نیست. آدم ها دلشان می گیرد، خسته می شوند از یکنواختی. از این که خورشید هی بالا می آید و روز می شود و دوباره پایین می رود و شب می شود. برای همین با خودشان «قرار» می گذارند که بعضی روزها را به عنوان روز خاصی در نظر بگیرند...
توی این کاغذپاره ها چند تا قطعه بود که دیدم بد نیست شما هم بخوانیدشان. این ها مال زمانی است که خیلی به کاریکلماتور علاقه داشتم و خودم هم چیزهایی می نوشتم. ضمن این که دوست داشتم ببینم می شود داستان های یک خطی نوشت یا نه. حالا اسم این ها زیاد مهم نیست. بی مزگی شان را به حساب جوانی من بگذارید و بگذرید.
لک لک
گفت: «چه لک لک قشنگی!»
نگاهش به پیراهنم بود که دو تا لک از غذای دیشب رویش باقی مانده بود.
1/7/75
سوگند
در محضر دادگاه سوگند خورد که جز حقیقت چیزی نخواهد گفت. اما سوگند در گلویش گیر کرد؛ خفه شد و مرد.
21/4/74
می خواستم برای سال جدید دعا کنم و نمی دانستم چطور. گفتم بروم سراغ صحیفه سجادیه، ببینم امام سجاد چه جوری دعا می کند. گمان می کردم دعایی هم برای شروع نوروز داشته باشد که بین این 54 تا نبود. ولی در ذهنم هست که درباره نوروز و حتی دعای تحویل سال تعبیری از ش خوانده ام.
این ها را از لابلای همین 54 تای صحیفه درآوردم. خوش بختانه امام سجاد هم مثل خود ما بیش تر با همین دنیا کار داشته و بنابراین خواسته های زمینی اش را خیلی راحت با خدا در میان گذاشته. همین کار من را هم راحت تر کرده. مطمئنم از زمزمه کردنشان پشیمان نمی شوید. امام سجاد من و شمای الآن و خواسته های زمینی مان را خیلی بهتر از خودمان می شناخته.
ای آن که شگفتی های بزرگی تو را پایانی نیست! بر محمد و خاندانش درود فرست و ما را از گمراهی در شناخت عظمت خود بازدار.
ما را به لطف بخشش خود از بخشش بخشندگان بی نیاز گردان، و با پیوند خویش ما را از هراس پیوند گسستن دیگران دور ساز تا با وجود بخشش تو از دیگران چشم بخشش نداشته باشیم، و با وجود احسان تو از تنگ چشمی ایشان به هراس نیاییم.
چنان تدبیر کن که به سود ما نه به زیان ما، و چنان مکر و ترفند نما که به سود ما باشد، نه به زیان ما. ما را به پیروزی رسان و آن را از ما بازمستان.