تبليغاتX
زیر درخت انجیر
وب نوشته های جابر تواضعی

مجموعه «پاتوق» كه از نهم دي‌ماه كليد خورده، يك مجموعه نمايشي است كه در 75 قسمت 20 تا 25 دقيقه‌اي براي گروه خانواده شبكه يك سيما توليد مي‌شود. كارگردان كار شاهين باباپور است و تهيه‌كننده‌اش مجيد نادري و تا حالا بيش از 120 بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون به عنوان بازيگر مهمان جلوي دوربين ظاهر شده‌اند. ضمن اين كه مثل بيشتر سريال‌ها، چند شخصيت ثابت دارد كه بازيگران مهمان هم به بهانه آنها وارد قصه مي‌شوند. داستان پاتوق در يك چايخانه سنتي موروثي متروكه اتفاق مي‌افتد كه پس از سال‌ها به وسيله خانواده‌اي كه 3 نسل مختلف را در خود جاي داده، بازگشايي مي‌شود تا ماجراهاي تلخ و شيريني در هر قسمت اتفاق بيفتد؛ ماجراهايي كه خيلي از آنها با رفت و آمد آدم‌هاي مختلفي كه گذارشان به آنجا مي‌افتد، رقم مي‌خورد 

روزي كه به پشت صحنه كار مي‌روم، همه بازيگران اصلي حضور دارند و دارند قسمت‌هاي اوليه كار را ضبط مي‌كنند. حدود 25 متن ديگر مانده و باباپور مي‌خواهد هر جور شده تا نيمه اول خرداد پرونده كار را ببندد.

هميشه وقتي مي‌آيم شهرك غزالي، با خودم فكر مي‌كنم اگر علي حاتمي مرحوم اينجا را علم نمي‌كرد، جماعت سينما و تلويزيون ما چه مي‌كردند. براي فهميدن عظمت كارش فقط مجسم كنيد كه در اين حدودا 30 سال اولا چند سكانس، چند دقيقه تصوير و چند فيلم و سريال در اين شهرك و بخصوص در همين راسته جلوي دوربين رفته است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 11:4  توسط جابر تواضعی  | 

مهشيد تهراني و رويا اسدي در دانشكده هنرهاي زيبا تئاتر خوانده‌اند. پس از آن هم اين كه تهراني فوق ليسانسش‌ را در رشته فيلمنامه‌نويسي گرفته و اسدي در رشته ادبيات نمايشي، باعث نشده اين دو نفر از هم دور بيفتند و رابطه صميمي‌شان كمرنگ بشود. اين جور كه مي‌گويند، هميشه همه كارهايشان را با هم نوشته‌اند. گرچه تفاوت‌هايشان هم سرجاي خودش هست. اسدي كه همسر ميكائيل شهرستاني هم هست، بيشتر دلباخته تئاتر است و تهراني خوره تلويزيون. براي همين، تهراني اولش خيلي تلاش كرده دوستش را براي همراهي‌اش در اين كار راضي كند. هر دوي آنها از تجربه نوشتن پاتوق به عنوان يك تجربه مشترك مفرح ياد مي‌كنند. حتي وقتي به شوخي مي‌گويم: اگر امروز به دليل اين كار رابطه‌تان به هم بخورد... يكي‌شان اجازه نمي‌دهد حرفم تمام بشود: صدتا سريال و تله فيلم به اين اتفاق نمي‌ارزد.

 

- از شروع نگارش «پاتوق» بگوييد.

 

- تهراني: هر دوي ما تقريبا هميشه با هم كار كرده‌ايم. در مورد اين كار هم به طرح ساده‌‌اي فكر كرده بوديم كه كم هزينه باشد، تك لوكيشن باشد؛ طنز 90 شبي نباشد ولي طولاني باشد، ايپزوديك باشد كه اگر كسي چند قسمتش را نديد، به مشكل برنخورد. به جايي فكر كرديم كه رفت و آمد زياد داشته باشد تا اتفاقات مختلف در آن بيفتد. اولش به كافي‌شاپ ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 10:40  توسط جابر تواضعی  | 

 

 اين گفت و گو هم به بهانه آگهي  يا هر چيز ديگر، نصفه نيمه در جام جم كار شده. اصلش را از همين جا بخوانيد.

 

من و فريدون فرهودي 1 

 

من و فريدون فرهودي 2

 

فريدون فرهودي برخلاف خيلي از اهالي سينما راحت و بي‌واسطه پيشنهاد اين گفتگو را قبول مي‌كند؛ حتي اين خرده فرمايش مرا كه خودم را دعوت مي‌كنم به خانه‌اش. مي‌گويم كه دوست دارم محل كار يك فيلمنامه‌نويس حرفه‌اي را از نزديك ببينم. با اين حال اين اتفاق نمي افتد.

از قهوه تلخ و پرملاتي كه براي همسر و همكارش مي‌برد معلوم مي‌شود كه اتاق كار هر دويشان يكي است. سادگي و رواني ذاتي فرهودي خيلي به فيلمنامه‌نويس بودنش ربطي ندارد. او قبل از اين كه با اين عنوان شناخته شود، سينما را از سال 60 و با كارگرداني براي تلويزيون شروع كرده و دوباره از سال 84 هم با سالي يك تله‌فيلم دوباره به اين وادي برگشته تا نوشته‌هايش را آن جوري كه دوست دارد، بسازد. فيلم 16 ميلي‌متري «كيف»، تله‌تئاتر «سبز در پاييز»، سريال‌هاي «يكي از اين روزها» و «جاده» و همين‌طور سري سوم مجموعه «آينه» حاصل دوره اول او و تله‌فيلم‌هاي «آن سوي ديوار»، «حفره» و «چند متر آن‌طرف‌تر» حاصل دوره جديد كارگرداني اين فيلمنامه‌نويس هستند. بحثمان در اين گفتگو آزاد است و تقريبا درباره همه چيز حرف ‌زده‌ايم.

 

س: با این سوال کلی و کلیشه ای شروع کنیم که به نظر شما الان حال و روز فيلم نامه در سينماي ايران چطور است؟

 

- فكر مي‌كنم به طور كلي مسير رو به رشد و مثبتي دارد. سينما و تلويزيون مميزی ‌هاي خاص خودشان را دارند كه بخشي از آن ها منطقي است و ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:12  توسط جابر تواضعی  | 

1. ديروز رفتم نمايش گاه كتاب. نمي دانم بعد چند سال. ولي اصلا احساس خوبي نداشتم. نمي دانم چرا. اصلا حوصله تحليل يا نگاه كارشناسي به ماجرا را ندارم. فكر مي كنم اوضاع و احوال دروني آدم خيلي روي تحليل هاش اثر مي گذارد. براي همين خيلي وقت ها به خودم اجازه نمي دهم در مورد خيلي چيزها حكم كلي صادر كنم. با اين حال مي بينم كه همه ناراضي اند و نق مي زنند. اين يعني يك جاي كار مي لنگد ديگر.

بخشي از شخصي بودن ماجرا به اين برمي گردد كه شهوت خيلي زيادي نسبت به نوشته و روزنامه و كتاب دارم. احساس مي كنم همه كاغذهاي دنيا را من بايد سياه كنم. اين حس در كنار ايده آل گرايي نتيجه اش مي شود مثل حالا كه هيچي هم از توش درنمي آيد.

 

2. اين جور جاها يك خاصيت غريب دارد؛ اين كه توي آن شلوغ پلوغي صحنه هاي جالبي پيدا مي شود. يكيش روحاني پيري بود كه نشسته بود روي يك چرخ دستي و محكم دسته هاش را چسبيده بود. عشق كتاب با آدم چها كه نمي كند!

 

3. مي خواهم اين سوال صولت فروتن را تكرار كنم كه واقعا حرف بيهقي توي اين دور و زمانه مصداق دارد كه گفته هر كتابي به يك بار خواندنش مي ارزد؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:17  توسط جابر تواضعی  | 

1. همه‌مان روي درست نبودن گزاره «انيميشن مال بچه‌هاست» توافق داريم. كارتون‌هاي جذاب و ديدني بچگي، يكي از بزرگترين مجموعه تصاويري است كه از آن دوران براي همه ما باقي مانده و بعيد مي‌دانم كسي باشد كه وقتي به مناسبت‌هاي مختلف از آنها ياد مي‌كند، شيريني آن دوران را زير لبش مزه مزه نكند. انيميشن يا خودماني‌ترش كارتون، هنوز هم يكي از جذاب‌ترين دلخوشي‌هاي ماست و برگزاري همايش ملي انيميشن در روزهاي اخير هم نشان مي‌دهد كه مسوولان و دست‌اندركاران انيميشن نيز كار و تلاش در اين زمينه را جدي گرفته‌اند و درصددند جايگاه ما را براي توليد اين آثار پيدا كنند تا متوجه شويم براي پيشرفت در اين زمينه چه كارهايي بايد انجام بدهيم.

 

2. اگر از سر علاقه و كنجكاوي يا برحسب تصادف پاي كارتون‌هايي كه بچه‌هاي امروز مي‌بينند، بنشينيد حتما از خودتان پرسيده‌ايد كارتون‌هاي بچگي ما كجا و اينها كجا؟ بله، واقعيت اين است كه تغييرات سريع تكنولوژي در اين سال‌ها در همه ابعاد زندگي ما، حوزه انيميشن را هم بي‌نصيب نگذاشته و كامپيوتر به‌عنوان يكي از مظاهر اصلي تكنولوژي باعث شده انيميشن‌هاي توليد شده در سطح جهان چه از نظر كيفي و چه كمي، شرايط متفاوتي با گذشته پيدا كنند. توانايي‌هاي گرافيكي كامپيوترهاي امروزي باعث افزايش سرعت توليد و همين‌طور كيفيت فني بهتر در توليد انيميشن شده و اين دقيقا همان چيزهايي است كه در انيميشن‌هاي دستي خيلي راحت به دست نمي‌آيد. اما دليل...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:39  توسط جابر تواضعی  | 

روزنامه‌نگاري و كلا اطلاع‌رساني در هر زمينه‌اي سختي‌هاي ويژه خود را دارد. ولي روزنامه‌نگاري در حوزه سينما و تلويزيون مشكلات و درگيري‌هاي خاص‌تري نسبت به ساير حوزه‌ها دارد و توليد مطالب دست اول و خواندني در آن كمي دشوار‌تر به نظر مي‌رسد. پرمخاطب‌بودن اين حوزه و ارتباط مستقيمش با عامه مردم، باعث مي‌شود كه همه چیز در اسرع وقت منتشر شود و هيچ خبري مسكوت باقي نماند.

در طرف ديگر اين معادله، منابع توليد خبر و مطلب هستند كه بعضي وقت‌ها به دلايل مختلف، چندان با اين منابع اطلاع‌رساني همكاري نمي‌كنند. ذكر همه دلايل اين رويكرد، هدف اصلي اين يادداشت نيست. با اين حال يكي از آنها  شايد اين باشد كه آدم‌هاي معروف‌تر نياز چنداني به شهرت و انتشار اخبار مربوط به خودشان احساس نمي‌كنند و همين دليل مي‌شود تا خبرگزاري يا روزنامه مورد نظر براي اين كار وقت و انرژي بيشتري بگذارد و ناز بيشتري بكشد. دليل ديگرش هم مسائل و مشكلات مميزي يا مالي است كه اتفاقا خيلي وقت‌ها با هم ارتباط مستقيم دارند و روي هم تاثير مي‌گذارند.

بارها اتفاق افتاده كه انتشار يك خبر نادرست از يك كار سينمايي يا تلويزيوني سبب شده در آن پروژه حوادث ناخوشايني بيفتد و مشكلاتي براي دست‌اندركارانش به وجود آيد. اما مسلم است كه عدم اطلاع‌رساني، ندادن اطلاعات و نپذيرفتن قرار مصاحبه راه درستي براي حل اين مشكل نيست و با ذكر دلايل مختلف مي‌شود گفت كه صددرصد مشكلات را بيشتر مي‌كند. ضمن اين كه اين كار به نوعي نشان‌دهنده نگاه از بالاي اهالي تصوير به اهالي مطبوعات است که به هيچ عنوان خوشايند نيست. دوستان تهيه‌كننده و كارگردان ما بايد يادشان باشد درصد بالایی از ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 10:14  توسط جابر تواضعی  | 

فکر می کنم این خبر یک جورهایی به این گزارش که خیلی اتفاقی شد پست آخر وبلاگ قبلی ام، ربط داشته باشد. که اتفاقا خیلی هم برایش زحمت کشیدم. شما قضاوت کنید.

 

اهل كاشانم، موزه‌ام در كرمان- قسمت اول و دوم... این جا

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 19:17  توسط جابر تواضعی  |