تبليغاتX
زیر درخت انجیر
وب نوشته های جابر تواضعی

بي‌گمان اولين ويژگي يك فيلم موفق اين است كه بتواند داستانش را خوب و گويا تعريف كند. اين انتظار ممكن است در مورد دسته‌اي از فيلم‌ها كه ادعاي تجربي بودن، نو بودن و آوانگارد بودن دارند، خيلي محلي از اعراب نداشته باشد. ولي در مورد فيلمي مثل «تيغ زن» و فيلمسازي مثل داوودنژاد خيلي بي‌جا و دور از انتظار نيست. با اين حال اين فيلم همين انتظار كوچك و طبيعي را رفع نمي‌كند و همين است كه شما را براي تعريف‌كردن داستان به مشكل مي‌اندازد.

مي‌گويم «فيلم داوودنژاد»، چون او از فيلمسازاني است كه به استناد پرونده كاري‌اش بايد او را از حرفه‌اي‌هاي اين عرصه به حساب آورد. او چه با فيلم‌هاي خودش، چه در فيلمنامه‌هايي كه قبل و بعد انقلاب براي ديگران نوشته، چه با اظهارنظرهاي گاه و بي‌گاهش و چه با نامه‌هاي ناصحانه و تاريخي‌اش، نشان داده كه دوست دارد به عنوان يكي از تئوري‌پردازان و صاحب‌نظران سينماي بدنه شناخته بشود. همين كه خودش تهيه‌كنندگي فيلم‌هايش را برعهده مي‌گيرد هم دليل خوبي است.

شايد بشود نويسندگي و حتي بازيگرداني فيلمي مثل «دختري در قفس» را به اقتضاي منطق حرفه‌اي بودن و ملزوماتش پذيرفت. به هرحال زندگي خرج دارد و هنرمند هم بعضي وقت‌ها مجبور است براي گذران زندگي‌اش كاري را انجام بدهد كه دوست ندارد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 11:16  توسط جابر تواضعی  | 

فرهاد اصلاني با بازي در سريال «راه بي‌پايان» خيلي خوب ديده شد، ولي بعد از آن برخلاف انتظار، خيلي در كارهاي تلويزيوني ديده نشد. بازي وي در فيلم تلويزيوني «شاخ به شاخ» كه شب نيمه‌شعبان از تلويزيون پخش شد بهانه‌اي شد براي پرس‌و‌جوي حال و احوال اين روزهايش.

كم پيداييد. اين روزها مشغول چه كاري هستيد؟

خيلي هم نه. بتازگي 2 فيلم تلويزيوني بازي كرده‌ام كه يكي از آنها به اسم شاخ به شاخ شب نيمه‌شعبان پخش شد و آن يكي به اسم «يك پله پايين‌تر» به كارگرداني علي موذني هنوز پخش نشده است. كمي از فيلمبرداري «مختارنامه» هم باقي‌مانده كه در آن نقش ابن‌زياد را دارم.

قبلا خيلي سختگيرتر از اين بوديد كه در فيلم تلويزيوني بازي كنيد.

در مورد يكيش مشكل مالي داشتم، ولي از آن يكي بدم نمي‌آمد. چون موضوعش اعتياد بود و دوست داشتم يك كار اين طوري داشته باشم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 10:59  توسط جابر تواضعی  | 

روي پرده نرفتن خیلی از فیلم هایی که هرسال تولید می شوند، در سینمای ایران معضل بسیار بزرگی است. چرخه تولید معیوب و ناآرام سینمای ایران با وجود همه اما و اگرها و نارضایتی هایی که از منظرهاي مختلف فرهنگی یا اقتصادی وجود دارد، هم چنان به راه خود ادامه می دهد. یکی از مهم ترین مشکلات، كمبود سالن سينما است كه نه با آمار و ارقام فرهنگي و چيزي كه بايد باشد هم خواني دارد و نه جواب گوي فيلم هايي است كه هرسال در سينما توليد مي شوند. اين وسط فیلم هایی که با درنظرگرفتن گیشه و اقبال عمومی تولید می شوند، وضعیت بدتری دارند و اساسا اکران عمومی برای آن ها یک رویا و آرزوی محال است.

مدتی پیش مدیر کل اداره نظارت و ارزش یابی معاونت سینمایی وزارت ارشاد در گفت و گو با یک خبرگزاری از شروع طرح اکران فیلم های ارزش مند فرهنگی از عید فطر خبر داد و گفت که این طرح بعد از تعامل با شورای صنفی نمایش به زودی اجرایی خواهد شد تا امکان دیده شدن این فیلم ها هم برای مخاطبان آن ها فراهم شود. اربابي در ادامه به تشریح طرح های مختلفی که برای اجرایی شدن این طرح به آن ها فکر شده پرداخت .

واقعیت این است که محمود اربابی موقع اعلام خبر، نتوانسته خیلی خوب جزئیات آن را شرح بدهد. اتفاقی که قبل از این که معلول نارسايي منظور او یا سوءتفاهم خبرنگار در انعکاس حرفش باشد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 12:54  توسط جابر تواضعی  | 

زنده ياد مهرداد فخيمي از فيلمبرداران پيشكسوت سينماي ايران، چهارشنبه به علت بيماري ريوي در 69 سالگي درگذشت. با محمد داوودي فيلمبردار فيلم‌هايي مثل رنگ خدا و زمستان است درباره زنده‌ياد فخيمي و كارهايش حرف زده‌ايم.

 چقدر با زنده ياد فخيمي آشنا بوديد؟

من افتخار داشتم كه سال 56 در مدرسه عالي سينما و تلويزيون (دانشكده صداوسيماي فعلي) ‌  شاگردش باشم. آن موقع سيستم خاصي بود و يك ترم كامل را با يك استاد مي‌گذرانديم. من هم ترم آخر را با ايشان گذراندم.

 تدريس ايشان چه ويژگي‌اي داشت؟

ايشان يكي از استادان بسيار خوب ما بود. خيلي كم تدريس مي‌كرد، ولي در دوره‌هايي كه تدريس داشت، يكي از دلسوزترين‌ها به شمار مي‌آمد. خيلي مبادي آداب، مودب و دقيق بود. يكي از ويژگي‌هايش اين بود كه در هر كاري وارد مي‌شد، آن كار تشخص پيدا مي‌كرد و ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 12:43  توسط جابر تواضعی  | 

دوران پركاري محمدحسين لطيفي همچنان ادامه دارد. او كه بعد از سريال «صاحبدلان» در ماه رمضان 2 سال پيش، با فيلم سينمايي «روزسوم» موفقيت‌هايي در جشنواره فجر به دست آورد و با «توفيق اجباري» فروش خوبي را ثبت كرد، حالا مشغول كارگرداني سريال «نردبامي ‌بر آسمان»‌ براي سيما فيلم است. در اين ميان اسمش را به عنوان مشاور توليد در سريال «سه‌درچهار» مي‌بينيم و نيز تهيه‌كنندگي سريال «طلاق در وقت اضافه» را كه اين روزها از شبكه تهران پخش مي‌شود، به عهده دارد.

به سلامتي شما هم با «طلاق در وقت اضافه» خلعت تهيه‌كنندگي پوشيده‌ايد. مبارك باشد!

با مديران شبكه تهران صحبت مي‌كرديم كه چرا نبايد مثل ماه رمضان و ماه محرم براي اعياد شعبانيه هم سريال مناسبتي داشته باشيم. آنها گفتند در اين فرصت كم كسي جز خودت نمي‌تواند اين كار را بكند. من هم پذيرفتم. انگيزه‌ام اين بود كه مردم در ‌آن روزها ‌ بين تولد امام حسين و نيمه شعبان  ‌يك سريال خوب تماشا كنند.

چرا قبلا تهيه‌كنندگي را تجربه نكرده بوديد و حالا كه خودتان مشغول كارگرداني «نردبامي بر آسمان» هستيد، به سراغش رفته‌ايد؟

راستش به تهيه‌كنندگي علاقه‌اي ندارم، مگر در موارد خاص و ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 12:0  توسط جابر تواضعی  | 

خیلی وقت است که اس ام اس بازی را گذاشته ام کنار. حتی عید بر خلاف هرسال که خودم پیش قدم می شدم و به دوستان تبریک می گفتم، جواب تبریک هاشان را هم ندادم. حسش نبود. ولی پنج شنبه نمی دانم چرا هوس کردم روز خبرنگار را به  ملت تبریک بگویم. نوشتم:«روز خبرنگار مبارک. امید که آزادانه و در فضایی آزادتر قلم بزنیم.»

این ها جواب هایی است که کمی متفاوت تر است. بعضی هاش که کاملا شخصی است. جذابیت بعضی هاش هم به خاطر شرایط آدمی است که آن جواب را داده.

 مثلا این را سردبیر یک نشریه تعطیل شده گفته:« ما که دیگه نیستیم برادر. بر شما مبارک باد. ضمنا آرزو بر جوانان عیب نیست. شما هم آره!»

این هم مال یکی نفر دیگر است توی همان مایه ها: « ... کو کزوه گر و کوزه خر و کوزه فروش؟!»

و این هم همکاری که به خاطر شرایط مدتی است عطای این کار را به لقایش بخشیده:«عجب!»

بقیه اش هم بدک نیست؛ یک نگاه بیندازید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 11:21  توسط جابر تواضعی  | 

شغل خبرنگاري با وجود اين كه به عنوان يكي از مشاغل سخت و زيان آور ثبت شده، از آن شغل هايي است كه هنوز براي همه جذاب و پيچيده جلوه مي كند و براي همين در فيلم ها و سريال هاي زيادي هم دستمايه قرار گرفته. بيش ترين چيزي هم كه در اين فيلم ها رويش مانور داده مي شود، همان ويژگي «سماجت» است. اين خصوصيت يا به عن

شغل خبرنگاري با وجود اين كه به عنوان يكي از مشاغل سخت و زيان آور ثبت شده، از آن شغل هايي است كه هنوز براي همه جذاب و پيچيده جلوه مي كند و براي همين در فيلم ها و سريال هاي زيادي هم دستمايه قرار گرفته. بيش ترين چيزي هم كه در اين فيلم ها رويش مانور داده مي شود، همان ويژگي «سماجت» است. اين خصوصيت يا به عنوان يك عامل منفي و طنزآميز در كار نشان داده شده يا عاملي بوده براي پي گيري يك ماجرا و شكل گيري قصه فيلم. اما مي شود تقريبا با اطمينان گفت كه لااقل در ساخته هاي وطني هيچ كس نتوانسته خوب و درست به حريم زندگي اين قشر از جامعه نزديك شود و آن جور كه بايد و شايد استرس حاكم بر زندگي آن ها را تصوير كند.

هرچند كه ما خبرنگاران اين دوره و زمانه، لااقل بيش تر وقت ها مجبور نيستيم ديگر مثل قديمي هاي اين حرفه براي انعكاس يك خبر يا تحقيق براي نوشتن يك مطلب مسافت زيادي را ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 17:8  توسط جابر تواضعی  | 

نه دوست دارم و نه بلدم مرثيه بنويسم. مخصوصا كه قرار باشد حالا كه طرف نيست، فقط و فقط از خوبي هاش بگويم. ولي چشم بستن بر نبودن آدمي كه تا چندوقت پيش بوده و نقشي كوتاه و مثبت در قصه زندگي ات داشته و حالا نيست، خيلي بيش تر جسارت مي خواهد تا جسارت ننوشتن و گذشتن از كنار ماجرا؛ چيزي كه من در خودم نمي بينم.

جواد جلاليان را دو بار بيش تر نديدم. يك بار اواخر بهمن يا اوايل اسفند براي توجيه اوليه كار و يك بار هم يك هفته قبل از اين كه عازم حج بشوم. چهره خشك و عبوسي داشت و خيلي باز نمي شد. گفتم شايد دوست دارد رابطه مان در حد همان رابطه كاري باقي بماند. حتي نمي دانستم رسما عنوانش سردبيري سايت حج است.

بين اين دو ديدار چندباري هم تماس گرفتم. با دفترش و هم با موبايلش. ولي كم تر شد بتوانم صدايش را بشنوم. يكي از همكارهاش گفته بود مريض است. ولي نمي دانستم ماجرا اين قدر جدي است.

بعد آخرين ديدار قرار شد براي تمرين و رفع اشكال هم كه شده خبر سايت هاي ديگر را  لينك بدهم تا قلق كار دستم بيايد. ولي نصف آن چند روز باقي مانده خورد به تعطيلي و بقيه اش هم درگيري هاي آمادگي بعد سفر و همه اين ها با در دسترس نبودن ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 12:0  توسط جابر تواضعی  | 

اين عكس هايي است كه در يادداشت پنجم قولش را دادم؛ حاصل همان شبي كه نزديك بود در مسجد پيامبر خودم و دوربينم برويم آن جايي كه عرب ني انداخت. گفته بودم به كوري چشمشان عكس ها را مي گذارم. الوعده وفا.

آن جا به زائران هيچ كشوري مثل ايران خوش نمي گذرد. شايد به خاطر همين، بيچاره اي كه در عكس يكي مانده به آخر مي بينيد، جوري پله را بغل كرده كه انگار يكي از همان حورالعين موعود بهشتي را.

براي ديدن بقيه عكس ها روي ادامه مطلب كليك كنيد.

4


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 10:10  توسط جابر تواضعی  | 

سينماي زنده‌ياد علي حاتمي هم مثل خيلي از فيلم سازان خلاق و صاحب سبك، مولفه‌ها و عناصر خاص خودش را دارد كه از دل مشغولي‌هاي او سرچشمه مي‌گيرد. يكي از اين ويژگي‌ها پرداختن به تاريخ است؛ عنصري كه در بعضي آثارش محور اصلي است و در آن هايي هم كه نيست، او در حاشيه كارهايش از آنها غافل نمي‌ماند. با اين حال تاريخي كه حاتمي در فيلم‌هايش به تصوير مي‌كشد، همان تاريخي نيست كه ما به طور طبيعي انتظار داريم، چون در آن ها همه چيز نعل به نعل مطابق چيزي كه ثبت شده پيش نمي‌رود.

او تاريخ را جوري روايت مي‌كند كه خودش مي‌پسندد و دوست دارد. اين نكته يكي از مهم‌ترين ايرادهايي است كه مخالفانش به او نسبت مي‌دهند. حرف آن ها اين است كه حاتمي با اين روش به نوعي از تاريخ استفاده ابزاري مي‌كند تا بتواند حرف خودش را بزند و داستان خود را بگويد. در مقابل هم عده‌اي او را كاملا براي انجام اين كار محق مي‌دانند. با اين نگاه كه او يك هنرمند است و براي همين حق دارد كه نگاه و ديدگاه خودش را نسبت به هرچيز و موضوعي داشته باشد.

«كمال‌الملك» در نگاه اول جزو همين فيلم‌هاست. چيزي كه از اسم اين فيلم برمي‌آيد، اين است كه مخاطبانش با يك فيلم بيوگرافيك از زندگي ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 10:50  توسط جابر تواضعی  |