تبليغاتX
زیر درخت انجیر
وب نوشته های جابر تواضعی

اگر بهتان بگويند با كشتي تايتانيك، خيام، كيومرث پوراحمد و فيلم مستند يك جمله بسازيد، چه واكنشي نشان مي دهيد؟ بعيد مي دانم بتوانيد ربط خوب و مناسبي بين اين كلمه ها پيدا كنيد. مگر اين كه مثلا توي يكي از اين مسابقه هاي راديوتلويزيوني گير افتاده باشيد و پاي يك جايزه قلنبه و اساسي وسط باشد يا بحث روكم كني وسط باشد. با اين حال اگر تمام استعدادتان را هم به كار بگيريد، باز هم بعيد است بي ربطي اين كلمه ها و آدم ها اجازه بدهد نتيجه كار از يك جمله هجوآلود- و تازه نه طنزآلود- فراتر برود. اين درست كه پوراحمد فيلم ساز است، ولي جز همان مستند «مرتضي و ما» خيلي با مقوله مستند سر و كار نداشته. از اين هم كه بگذريم كشتي تايتانيك كجا و حكيم عمرخيام نيشابوري كجا؟

حالا وقتي بشنويد كه قرار است خبري بخوانيد كه اين آدم ها را به هم وصل مي كند، ماجرا خود به خود پيچيده تر و البته جذاب تر مي شود. اجازه بدهيد برويم سر اصل مطلب: فيلم مستندي دارد ساخته مي شود به اسم «حقيقت گم شده» به كارگرداني محمدعلي فارسي كه موضوعش ترجمه 4 ساله فيتز جرالد از ديوان حكيم عمر خيام است و اين كه اين ترجمه با غرق شدن تايتانيك، به اعماق اقيانوس فرو رفته.

تايتانيك و غرق شدنش براي خيلي از ما محدود شده به ماجراي عشقولانه جك و رز ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 11:57  توسط جابر تواضعی  | 

بدي سريال هاي نوروزي و اتفاقات ديگري كه در ايام نوروز توي تلويزيون مي افتد، براي ما مطبوعاتي ها اين است كه تقريبا در برابرشان هيچ واكنش جدي اي نمي توانيم از خودمان نشان بدهيم. قبل از عيد كه خود عوامل هم بكوب مشغول كارند و خودشان هم نمي دانند چي به چي است. بعد هم كه تا ما و آن ها دوباره استارت بخوريم و راه بيفتيم، كمي تا قسمتي طول مي كشد. تازه آن وقت نوشتن يادداشت و گفت و گو با عوامل سريالي كه تمام شده و رفته پي كارش، خيلي محلي از اعراب ندارد.

با اين حال در مورد سريالي مثل «مرد دوهزارچهره» كه گروهش متغير نيستند و گذشته از كارهاي قبلي، قاعدتا در آينده كارهاي ديگري هم ازشان خواهيم ديد، اين اصل كمي نقض مي شود. پس گفت و گو با اميرمهدي ژوله به عنوان يكي از نويسندگان اين سريال و چند كار آخر مهران مديري، خيلي هم بي راه نيست. مخصوصا كه قسمت هاي ورزشي سريال را هم او نوشته و اين دفعه هم چالش برانگيزترين و پر حرف و حديث ترين جاي كار، همين بخش درآمده.

روز گفت و گو قرار است قبل از ما يك جاي ديگر هم برود. ولي وقتي خبري نمي شود و تماس مي گيرم، معلوم مي شود خواب مانده و اين جوري هر دو را پيچانده...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 12:5  توسط جابر تواضعی  | 

 جاي شما خالي كه نه، خيلي هم پر يكي چند هفته پيش سعادتي دست داد براي سفر به كيش. دفعه اولم نبود و براي همين اگر قصد و نيت تعريف شده و منطقي اي در كار نبود، پايم را هم نمي گذاشتم. هیچ علاقه ای ندارم به دیدن جاهای این جوری که جز تصنع و ساختگی بودن هیچی دیگر ندارد. مجتمع های تجاری بزرگ و هتل های سر به فلک کشیده برایم جذابیتی ندارد و تفریح های دیگرش هم چون اصیل نیست به دلم نمی نشیند.

ممکن است بتوانم از نظر اقتصادی خودم را توجیه کنم که وجود همچین جایی برای اقتصاد و گردش گری خیلی لازم است. ولی از نظر فردی و گردشی عاشق جاهای بکر و دست نخورده ام. پس اين جور وقت ها جاي هرچي ذوق و شوق سفر دارم را دل تنگي و بي حوصلگي و سوال و تعجب پر مي كند. كلي خرج كني و بروي به يك جايي كه از هويت و اصالت اوليه اش هيچ خبري نيست و يك لايه پوشال و زرورق رويش را پوشانده. بعد بيفتي توي بازي و ماراتن نفس گيري به اسم خريد. هي از اين بازار بروي آن بازار، هي جنس هاي بنجل و برابر اصل چيني را زير و رو كني به هواي پيدا كردن چيزي كه به كارت بيايد و ارزان هم باشد. يا اصلا ارزان باشد و به كارت نيايد. اما در جوگیر شدن خرید چنان دست و پایت را گم می کنی که وقتی برگشتی می بینی خیلی چیزها نه ارزان بوده و نه به كارت مي آيد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 12:1  توسط جابر تواضعی  | 

سال 87 هم با همه فراز و فرودهايش تمام شد و حالا خيلي راحت مي شود درباره كارنامه تلويزيون در اين بازه زماني قضاوت كرد. قضاوتي كه البته به خاطر تك بعدي نبودن و ليست عريض و طويلي كه اين رسانه همگاني و ملي در طول يك سال در موضوعات مختلف از خودش به جا مي گذارد، بايد تا جايي كه مي شود جانب احتياط را در آن رعايت كرد.

بهترين كار براي اين ارزيابي، تقسيم بندي بخش هاي موضوعي آثار است. براي همين در اين گزارش به سراغ يك تهيه كننده و يك كارگردان- تهيه كننده رفته ايم تا نظر آن ها را درباره وضعيت برنامه هاي اجتماعي تلويزيون در سال گذشته بدانيم.

مجبوريم كار تازه توليد كنيم

اسماعیل عفيفه از تهیه کنندگان خوب تلویزیونی است که نیاز چندانی به معرفی ندارد. وقتی درباره وضعیت برنامه های اجتماعی تلویزیون و مخصوصا برنامه های نمایشی و سریال ها سوال می کنم، تاکید می کند بعضي از كارها را نديده تا چیزی که می گوید یک قضاوت یک جانبه نباشد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 15:42  توسط جابر تواضعی  | 

اتفاق جدیدی نيست که یک منتقد خاص حامی و پشتیبان همیشگی یک فیلم ساز باشد و بی چون و چرا از همه ساخته هایش دفاع کند. این اتفاق می تواند دلایل مختلفی داشته باشد. ساده ترین و بي حاشیه ترینش این است که جناب منتقد از شخصیت ها و حال و هوا و فضای فیلم های آن آقای فیلم ساز آن قدر خوشش می آید که با همه آن ها هم ذات پنداری می کند و بنابراين درصدد بر مي آيد روح خاصي را كه بر آن حاكم است و او درك كرده، براي ديگران توضيح بدهد و آن ها را هم در حظ و لذت معنوي و بصري كار با خودش شريك كند. تا اين جاي داستان هيچ مشكلي وجود ندارد. فيلم ساز فيلمش را ساخته و رفته دنبال كارش و منتقد هم در عين پاي بندي به اصول حرفه اش به وظيفه خودش عمل كرده است.

اما درست از همين جا مي تواند داستان تازه اي شروع بشود؛ اين كه این حمايت، علاقه، شيفتگي يا هر چيز ديگري كه اسمش را مي گذاريم، از عالم هنر و با وساطت اثر هنري ميان فيلم ساز و منتقد، كم كم جاي خودش را به ارتباط بي واسطه ميان آن ها بدهد؛ آن ها به هم نزديك تر بشوند و ماجرا به نزدیکی و دوستی و رفت و آمد خانوادگی بینجامد. کم کم زمزمه این علاقه و دوستی و رفاقت گرمابه و گلستانی در آفاق می پیچد و بعد از این که مدتی اسم فیلم ساز و منتقد مورد نظر در کنار هم آمد و به مرور تکرار شد، دیگر جدایی شان از هم از نظر روانی در ذهن...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 12:48  توسط جابر تواضعی  |