تبليغاتX
زیر درخت انجیر - درباره انتشار ویژه نامه «آرمان روابط عمومی» در کاشان
وب نوشته های جابر تواضعی

 

آرمان روابط عمومی

 

 

 

 

 

 

دو هفته است ویژه نامه ای که از طرف روزنامه توسعه و با نام «ویژه شمال استان اصفهان» در کاشان منتشر می شد، جایش را به روزنامه «آرمان روابط عمومی» داده است.

این ویژه نامه به همت یکی از روزنامه نگاران قدیمی محمد دهقانی آرانی منتشر می شود که کارش را از روزنامه کیهان سابق شروع کرده و تا به حال در نشریات مختلف پایتخت در سمت های مختلف قلم زده. یکی از این روزنامه ها همین جام جم است که گویا زمانی مسئولیت صفحات لایی را بر عهده داشت. اما متاسفانه قبل از حضور رسمی و دائمی من در این روزنامه، از آن جا هم رفته بود و نمی دانستم کجا. بنابراین من هیچ وقت حضور این پیشکسوت و استاد همشهری و همکار را درک نکردم و شناختم از ایشان تا حالا محدود بوده به ذکر خیر و مرور خاطرات گاه و بی گاه بچه های تحریریه از او.

حالا مدتی است که او به شهر و دیار خودش برگشته و همت کرده تا با توانایی و تخصصی که دارد، به پیشرفت شهر و دیار خودش کمک کند. حاصل این تلاش تا این جای کار انتشار 14 ویژه نامه هشت صفحه ای بوده که دوازده هفته اش با مجوز و لوگوی روزنامه توسعه و دو هفته اش با مجوز و لوگوی روزنامه «آرمان روابط عمومی» هر هفته آمده روی پیشخوان روزنامه فروشی های شهر.

 

بدون شک کار دهقانی در این مسیر ستودنی است. انجام یک کار رسانه ای به موقع و دقیق در شهری مثل کاشان کاری کارستان است که جز جرقه های کوتاهی در آن سابقه نداشته است. اگر در جریان تغییر و تحولات رسانه ای این شهر نیستید، پس بهتر است بدانید که با وجود این که کاشانی ها از همان اوائل در انتشار روزنامه پیش رو و پیش گام بوده اند و این شهر به عنوان دومین شهر استان، تا آن جایی که من می دانم دومین آمار تعداد نشریات محلی این استان را هم به نام خودش سند زده. ولی هنوز هیچ کدام از این نشریاتش به صورت حرفه ای و منظم و پی گیر منتشر نمی شوند. در نهایت ماحاصل تلاش آن ها چیزی نیست که درخور شهری مثل کاشان باشد که سال هاست ادعای استان شدن دارد. بررسی و آنالیز روند کاری و بررسی هر کدام از این نشریات، بحث مفصلی است که در این یادداشت کوتاه نمی گنجد.

اما با همه این ها کار این روزنامه نگار قدیمی و شناخته شده، بی اما و اگر نیست. کاشان در سال های قبل از این هم انتشار ویژه نامه های مختلفی را توسط روزنامه ها و مجلات مختلف تجربه کرده و هم چنان تجربه می کند. با این که حالا گذشته از پیک های تبلیغاتی ریز و درشت و بامجوز و بدون مجوزی که منتشر می شوند، روزنامه ها و هفته نامه های مختلف هم با اهداف و نیت های متفاوت (بیش تر برای گرفتن آگهی و کمی هم با مقاصد سیاسی، مثل ویژه نامه هفته نامه جام)  برای کاشان ویژه نامه در می آورند، ولی فکر می کنم زمانی که ویژه نامه هفتگی روزنامه کیهان به همت عباس پوران منتشر می شد، این ماجرا داشت دوران اوجش را پشت سر می گذاشت.

مهم ترین نکته ای که درباره کار آقای محمد دهقانی آرانی می توان گفت، عدم ثبات آن است. دوشنبه همین هفته این ویژه نامه پانزدهمین هفته انتشارش را پشت سر می گذارد. ولی آیا کسی می تواند تضمین بدهد که آیا شماره بعدی اش هم با مجوز روزنامه «آرمان روابط عمومی» در خواهد آمد؟ می بینید که به رغم انتشار هفتگی، چون مجوز مستقل ندارد، نمی شود بهش عنوان هفته نامه داد و باید به همان «ویژه نامه» اکتفا کرد.

وقتی این سوال اساسی هست، دیگر نمی توان به اما و اگرهای دیگری که به بحث کیفی ماجرا مربوط است، پرداخت. نمی شود گفت که این کار باید گذشته از جنبه خبری و اطلاع رسانی، به تحلیل و جهت دهی اوضاع منطقه هم بپردازد. نمی شود گفت که آگهی ها و رپرتاژها باید در خدمتش باشند و نه ویژه نامه در خدمت آن ها. نمی شود گفت که باید از پتانسیل های بالقوه و بالفعلی که در زمینه روزنامه نگاری و عرصه های دیگر فرهنگی و اجتماعی این منطقه هست، استفاده کند تا هم از تنوع قلم آن ها استفاده کند و هم از نقطه نظراتشان در زمینه های مختلف. محلی از اعراب ندارد که بگوییم پرداختن به مسائل بعد انتخابات شوراها در آران و بیدگل، درست یا غلط متاسفانه این شائبه را به وجود آورده بود که این نشریه به درگیری ها و اختلافات قدیمی مردم این منطقه صحه می گذارد و حتی دامن می زند ...

و مهم تر از همه این که نمی شود گفت انتشار این ویژه نامه توسط روزنامه «آرمان روابط عمومی» که یکی از روزنامه های مهجور سراسری است که با آگهی های دولتی روزگار می گذراند و کلمه« روابط عمومی» را خیلی ریز و کوچک در لوگویش کنا رکلمه «آرمان» چاپ می کند، به علت هم نامی با هفته نامه «آرمان» که برای انتشار و توزیع سراسری مجوز رسمی دارد، کار محکمی به نظر نمی آید و بدون شک در آینده برای این نشریه محلی که جدای از همه نقاط ضعف، ترتیب انتشارش را حفظ کرده مشکل ساز خواهد بود.

وقتی هم که این ها را نمی شود گفت، پس باید مثل همیشه سکوت کرد و به تشکری قناعت کرد و شاکر بود که یک روزنامه نگار قدیمی و کارکشته و خبره بعد از این همه سال به شهر و دیار خودش برگشته و تلاش می کند به مردمی که از میان آن ها برخاسته، ادای دین کند.

دست مریزاد استاد.
+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 10:59  توسط جابر تواضعی  |