تبليغاتX
زیر درخت انجیر - نگاهی به فيلم سينمايي «هم خانه»/ شب‌ها كه تو مياي خونه...
وب نوشته های جابر تواضعی

وقتي فيلم يك منتقد و روزنامه‌نگار سينمايي را مي‌بيني، اولين چيزي كه به ذهنت مي‌رسد اين است كه اگر الان او هنوز در مقام منتقد، فيلم خودش را مي‌ديد چه عكس‌العملي نشان مي‌داد؟ به كجاهايش ايراد مي‌گرفت و آيا حاضر بود از خطاهاي ريز و درشت و بعضا فاحش كارش چشم‌پوشي كند؟ ديدن‌ «هم‌خانه» مهرداد فريد هم كه از سال 70 كار مطبوعاتي كرده و حالا فيلمساز شده، نمي‌تواند با اين سوال‌ همراه نباشد. فيلمي كه فضايي به كلي متفاوت با فيلم اولش «آرامش در حضور مردگان» دارد و قرار است حال و هوايي كمدي داشته باشد.

مهسا دانشجوي شهرستاني ترم آخر در يكي از درس‌هايش نمره نمي‌آورد و مجبور مي‌شود يك ترم ديگر هم در تهران بماند. اما همه هم دوره‌اي‌هاش فارغ‌التحصيل شده‌اند و او مجبور است جاي ديگري براي خودش دست و پا كند. دست آخر هم جايي را پيدا مي‌كند. ولي شرط صاحب‌خانه متاهل بودن اوست. مهسا اين ماجرا را با شاگرد كافي‌شاپي كه پاتوق او و دوستش است در ميان مي‌گذارد و با هم قرار مي‌گذارند او به صورت صوري شوهرش باشد تا بتواند اين شكل را حل كند. غافل از اين‌كه مشكل اصلي تازه شروع مي‌شود و مهسا نمي‌داند چطور بايد حضور هم‌خانه غريبه‌اش را تحمل كند و با آن كنار بيايد.

قبول كنيد كه فيلم موقعيت درخشاني را خلق مي‌كند. موقعيت دولبه‌اي كه همه جوره مي‌شود باهاش برخورد كرد. مي‌شود ازش يك كار اجتماعي خيلي خوب درآورد و يا يك كمدي پرافت و خيز و مخاطب‌پسند ساخت. فريد اصلا قيد گزاره اول را زده و نخواسته يك فيلم اجتماعي احتمالا تلخ بسازد. ولي در عوض گزاره دوم را هم آن‌جور كه بايد و شايد به ثمر نرسانده و موقعيت‌هاي مختلفي را كه مي‌توانست زنجيروار سير حوادث داستان را پيش ببرد، از بين برده است. او بعد از فيلم اولش كه البته هنوز هم به نمايش درنيامده تصميم داشته فيلم پر مخاطب‌تري بسازد. اما خيلي خوب پيداست كه هنوز سر اين ماجرا با خودش كلنجار مي‌رفته و تكليفش با خودش هم معلوم نبوده. اين است كه عملا يك موقعيت خيلي خوب را براي يك فيلم كمدي يا اجتماعي ــ فرقي نمي‌كند ــ از بين برده است. شرايط و موقعيت‌هاي فيلم مدام تكرار مي‌شوند و اجراي خيلي از آن ها هم نمايشي و رو است. مهم تر از آن، پايان كار است كه خيلي سردستي تمام مي شود و معلوم نيست بالاخره چه اتفاقي مي‌افتد و مثلا چرا پدر مهسا عكس‌العمل خاصي نشان نمي‌‌دهد.

شما را به خدا يكي به اين فيلمسازان عزيز ما بگويد مفهوم پايان مدرن و پايان باز با مفهوم پايان شل و ول و رها شده به امان خدا خيلي فرق دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 13:43  توسط جابر تواضعی  |