تبليغاتX
زیر درخت انجیر - مطبوعات سینمایی؛ اطلاع‌رساني و تحليل يا روابط عمومي؟
وب نوشته های جابر تواضعی

روزنامه‌نگاري و كلا اطلاع‌رساني در هر زمينه‌اي سختي‌هاي ويژه خود را دارد. ولي روزنامه‌نگاري در حوزه سينما و تلويزيون مشكلات و درگيري‌هاي خاص‌تري نسبت به ساير حوزه‌ها دارد و توليد مطالب دست اول و خواندني در آن كمي دشوار‌تر به نظر مي‌رسد. پرمخاطب‌بودن اين حوزه و ارتباط مستقيمش با عامه مردم، باعث مي‌شود كه همه چیز در اسرع وقت منتشر شود و هيچ خبري مسكوت باقي نماند.

در طرف ديگر اين معادله، منابع توليد خبر و مطلب هستند كه بعضي وقت‌ها به دلايل مختلف، چندان با اين منابع اطلاع‌رساني همكاري نمي‌كنند. ذكر همه دلايل اين رويكرد، هدف اصلي اين يادداشت نيست. با اين حال يكي از آنها  شايد اين باشد كه آدم‌هاي معروف‌تر نياز چنداني به شهرت و انتشار اخبار مربوط به خودشان احساس نمي‌كنند و همين دليل مي‌شود تا خبرگزاري يا روزنامه مورد نظر براي اين كار وقت و انرژي بيشتري بگذارد و ناز بيشتري بكشد. دليل ديگرش هم مسائل و مشكلات مميزي يا مالي است كه اتفاقا خيلي وقت‌ها با هم ارتباط مستقيم دارند و روي هم تاثير مي‌گذارند.

بارها اتفاق افتاده كه انتشار يك خبر نادرست از يك كار سينمايي يا تلويزيوني سبب شده در آن پروژه حوادث ناخوشايني بيفتد و مشكلاتي براي دست‌اندركارانش به وجود آيد. اما مسلم است كه عدم اطلاع‌رساني، ندادن اطلاعات و نپذيرفتن قرار مصاحبه راه درستي براي حل اين مشكل نيست و با ذكر دلايل مختلف مي‌شود گفت كه صددرصد مشكلات را بيشتر مي‌كند. ضمن اين كه اين كار به نوعي نشان‌دهنده نگاه از بالاي اهالي تصوير به اهالي مطبوعات است که به هيچ عنوان خوشايند نيست. دوستان تهيه‌كننده و كارگردان ما بايد يادشان باشد درصد بالایی از شهرت يا اعتباری كه با خودشان يدك مي‌كشند، مديون همین مطبوعاتي هستند كه حالا با آنها  مثل يك مزاحم برخورد مي‌كنند و درخواستشان را براي گفتگو يا اطلاع‌رساني درست ناديده مي‌گيرند.

خانم كارگرداني كه بر حسب اتفاق فيلم اولش با استقبال مردم و منتقدان پر فروش شده، نبايد فراموش كند كه نسبت به مردم همان جامعه‌اي كه فيلمش را براي آنها ساخته و آنها هم از آن استقبال كرده‌اند، موظف به پاسخ‌گويی است. به خصوص در مورد روزنامه ای مثل جام جم که گذشته از این که در این زمینه پیشرو به حساب می آید، جزیی از همان رسانه ملی است که او موفق شده اولین مشق ها و تجربه های تصویری اش را آن جا به ثبت برساند تا حالا دستش برای فیلمش نلرزد. رسانه ای که لابد کمی بعدتر هم از آن انتظار خرید و پخش فیلمش را دارد.

راه دوم هم این است که ایشان و بقیه اهالی سینما و تلویزیون رسما بپذيرند به مطبوعات فقط به عنوان يك روابط عمومي نگاه مي‌كنند که در مواقع خطر به کمکشان بیاید و با تعریف و تمجید از آن ها کاری کنند که بیش تر به چشم بیایند. در این صورت لازم است مطبوعات هم تعريف دوباره‌اي از موضعشان نسبت به سينما داشته باشند. هر چند كه ناگفته پيداست، مطبوعات نسبت به سينما، ‌حوزه نجيب‌تري است و هیچ وقت رسالتش را فراموش نمی کند.

سينما و تلويزيون حوزه جذابي است و خبرهايشان به هيچ عنوان مسكوت نمي‌ماند. بنابراين عدم همكاري براي اطلاع‌رساني نه تنها از آن ها دردي دوا نمي‌كند، بلكه باعث مي‌شود چيزي كه درست يا غلط به بيرون درز مي‌كند، به جنس «شايعه» نزديك‌تر باشد و اين دقیقا همان چيزي است كه دست‌اندركاران سينما و تلويزيون ما از آن واهمه دارند.

 

این مطلب در روزنامه جام جم چاپ شده است... این جا

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 10:14  توسط جابر تواضعی  |