تبليغاتX
زیر درخت انجیر - با مهشيد تهراني و رويا اسدي،نويسندگان«پاتوق»/ يك‌ كار ‌جمع ‌و ‌جور‌ خانوادگي
وب نوشته های جابر تواضعی

مهشيد تهراني و رويا اسدي در دانشكده هنرهاي زيبا تئاتر خوانده‌اند. پس از آن هم اين كه تهراني فوق ليسانسش‌ را در رشته فيلمنامه‌نويسي گرفته و اسدي در رشته ادبيات نمايشي، باعث نشده اين دو نفر از هم دور بيفتند و رابطه صميمي‌شان كمرنگ بشود. اين جور كه مي‌گويند، هميشه همه كارهايشان را با هم نوشته‌اند. گرچه تفاوت‌هايشان هم سرجاي خودش هست. اسدي كه همسر ميكائيل شهرستاني هم هست، بيشتر دلباخته تئاتر است و تهراني خوره تلويزيون. براي همين، تهراني اولش خيلي تلاش كرده دوستش را براي همراهي‌اش در اين كار راضي كند. هر دوي آنها از تجربه نوشتن پاتوق به عنوان يك تجربه مشترك مفرح ياد مي‌كنند. حتي وقتي به شوخي مي‌گويم: اگر امروز به دليل اين كار رابطه‌تان به هم بخورد... يكي‌شان اجازه نمي‌دهد حرفم تمام بشود: صدتا سريال و تله فيلم به اين اتفاق نمي‌ارزد.

 

- از شروع نگارش «پاتوق» بگوييد.

 

- تهراني: هر دوي ما تقريبا هميشه با هم كار كرده‌ايم. در مورد اين كار هم به طرح ساده‌‌اي فكر كرده بوديم كه كم هزينه باشد، تك لوكيشن باشد؛ طنز 90 شبي نباشد ولي طولاني باشد، ايپزوديك باشد كه اگر كسي چند قسمتش را نديد، به مشكل برنخورد. به جايي فكر كرديم كه رفت و آمد زياد داشته باشد تا اتفاقات مختلف در آن بيفتد. اولش به كافي‌شاپ فكر كرده بوديم كه مساله داشت و كم كم رسيديم به چاي‌خانه.

 

- يعني كافي‌شاپ را هنوز با تعريف جامعه‌شناسانه‌اش پذيرفته‌ نشده؟

 

تهراني: بعضي چيزها در كافي‌شاپ‌ها پررنگ‌تر است و به هرحال نمي‌شد خيلي از مسائلش را گفت. براي همين خانوادگي‌اش كرديم تا بتوانيم حرف‌هايي را كه دوست داشتيم درباره‌شان بزنيم. مثل اختلاف‌نسل‌ها و اختلافات خانوادگي. معتقد بوديم فرق بين ما و نسل قبل خيلي كمتر است تا اختلاف نسل جديد با ما. اين ها را با همين 6 شخصي اصلي ثابت مي‌شد مي‌گفت. وقتي اين 6 نفر را طراحي كرديم، براي داستان‌ها دستمان باز بود. خداييش توي گروه هم به مشكل خاصي برنخورديم. از بين سينمابس همه قسمت ها ، فقط يكي دو قسمتش رد شد.

 

- 3 ــ‌2 قسمت از 90 قسمت كه خيلي خوب است!

 

- 90  قسمت كه نبود. شد 75 قسمت كه با حساب كردن جمعه‌ها و روزهاي تعطيل مي‌شود 90 شب. ما چون اين را نمي‌دانستيم 90 تا تحويل داديم كه از بينشان گلچين شد و قرار شد 15 تاش كار نشود.

 

- آقاي باباپور حذف كرد يا خودتان؟

 

- اسدي: نه، ايشان خيلي هم با ما همفكري كرد. براساس اولويت‌ها انتخاب شد.

 

- از كي معلوم شد او كارگرداني مي‌كند؟

 

- اسدي: به كارگردان‌هاي زيادي فكر شد. با چند نفر هم به مرحله صحبت رسيد. خيلي تصادفي با تهيه كننده آشنايي قديمي داشتيم و با هم همفكري مي‌كرديم. ولي ما تعيين كننده نبوديم. مثلا يكي شان گلاب آدينه بودكه ايشان رفت سر سريال «خواستگاران». بعدي باباپور بود. تله فيلمي از‌شان ديديم كه خوشمان آمد.

 

- قتي كليد خورد، همه متن‌ها آماده بود؟

 

- تهراني: 40 قسمتش آماده بود. وقتي آقاي باباپور آمد، بقيه را با هم‌فكري نوشتيم و همان 40 قسمت هم با تاكيد خودمان بازنويسي شد. سوژه‌هايمان هم كه از قبل معلوم بود. رويا فوق‌ليسانس ادبيات نمايشي خوانده و تئاتر كاركرده و ذهنيت‌هاي خودش را دارد و معلوم بود روي چه موضوعاتي كار مي كند. در حقيقت يك جورهايي فكر كرديم كه من عوام را جذب كنم و ايشان خواص را!‌

 

- پس بعد از تاييد اوليه، شروع كرديد به نوشتن؟

 

اسدي: وقتي طرح اوليه خانم تهراني تصويب شد، كم‌كم بقيه طرح ها را داديم. بعد از انتخاب كارگردان و صحبت‌‌هاي اوليه با ايشان هم كار را ادامه داديم. ضمن اين كه وقتي فهميديم شبكه روي چه قسمت‌هايي تاكيد دارد، تسلط بيش تري پيدا كرديم. آن موقع كليت داستان‌ها و شخصيت‌ها هم معلوم شده بود.

 

- توليد كارهاي كم هزينه با ماجراهايي كه توسط آدم‌ها و مكان ثابت خلق مي شوند، در تلويزيون به روالي تبديل شده كه خيلي تكرار مي‌شود. «پاتوق» نسبت به كارهايي كه قبلا ديده‌ايم، چه ويژگي‌هايي دارد؟

 

- اسدي: فكر مي‌كنم ويژگي خانوادگي بودنش از كارهاي ديگر گروه خانواده مثل «نيمكت» يا «درگوش سالمم زمزمه كن» خيلي بيش تر است و اين خيلي مهم است.

 

- ولي كارهاي رحمانيان هم كارهاي جذابي بود. مخصوصا به واسطه حضور خود محمد رحمانيان.

 

- تهراني: بله، خيلي جذاب بود. ولي خيلي تئاتري بود و بيش تر در بين روشن فكرها و آدم‌هاي خاص موفق بود. ولي ما آگاهانه سعي كرديم در اين كار ، آن تجربه‌ها را هم در نظر بگيريم.

براي همين سعي كرديم در خانواده اي كه طراحي مي كنيم، 3 نسل را بگنجانيم كه نظريات و ديدگاه‌هاي مختلفي دارند. ديگر اين كه نزديك جايي باشد كه بتواند در آن اتفاقات جديدي بيفتد. براي همين يك دادسرا و خانه سالمندان هم نزديك چاي خانه طراحي كرديم تا با ورود و خروج شخصيت‌ها متنوع باشد و ماجراهاي گوناگوني بتواند در آن اتفاق بيفتد. فكر مي‌كنم ويژگي‌ كار نسبت به نيمكت يا در گوش سالمم زمزمه كن اين باشد كه مثل آن ها فرم تئاتري ندارد و تك بعدي نيست.

 

- شما هم اولش اين كار را به همان صورت تله‌تئاتر مي‌ديديد؟

 

تهراني: فكرمان اين بود، ولي عملا اين اتفاق نيفتاد. قصد اوليه‌مان اين بود كه ريتم تندي داشته باشد. ما با آقاي رحمانيان هم كلاس بوده‌ايم و تجربه‌هاي مشتركمان زياد است و كارهايش را خيلي خوب مي‌شناسيم. نيمكت هم به‌راحتي و رواني كارهاي تئاترش بود. اصلا همان گروه خودشان بود كه كاملا همديگر را مي‌شناختند. ضمن اين كه روي متن‌ها مسلط بودند. من هم در مورد اين كار آن جوري فكر مي‌كردم. ولي بعد شخصيت‌هاي مختلف اضافه شدند و گفتند از نظر فني امكانش نيست.

من هم مثل رويا فكر مي‌كنم وي‍ژگي عمده كارمان خانوادگي بودن آن است. من با اين كه خوره تلويزيونم، كاري با يك فضا و آدم‌هاي ثابت يادم نمي‌آيد. در كار آقاي رحمانيان هم اين تيپ‌ها هستند كه مي‌آيند و مي‌روند. ولي بازيگرها ثابتند. همين ممكن است تنوع را كم كند و مردم را خسته كند. ما سعي كرديم خيلي تيپ‌سازي نكنيم و بيش تر شخصيت باشد.

 

- در عوض مي شود حدس زد مشكل شما اين باشد كه رفت و آمد مدام بازيگرها ارتباط مردم را با كار كم تر كند و آن ارتباط و هم دلي مورد نظرتان اتفاق نيفتد. تماشاچي براي اين‌كه ارتباط برقرار كند، به زمان نياز دارد. ضمن اين‌كه تجربه نشان داده كارهاي اپيزوديك، شايد زحمت خيلي بيشتري داشته باشند، قاعدتا به موفقيت كارهاي سريالي نمي‌رسد. گر‌چه مثلا پرورش اين تعداد شخصيت اصلا كار ساده‌اي نيست.

 

- تهراني: دقيقا همين جور كه مي‌گوييد سخت است، ولي خيلي جذاب‌تر است. در عوض مجبور نيستي براي اين‌كه 13 يا 26 قسمت پر بشود يك ماجرا را كش بدهي. اولش 20 تا طرح برده بوديم. گفتند اين ها خيلي خوب است، ولي كو تا نود تا؟ ولي وقتي تمام شد، فكر كرديم ما كه هنوز خيلي حرف نگفته داريم. مجبور شديم اولويت بندي كنيم. فكر كرديم راجع به بچه‌هاي طلاق يا سالمندان گفته‌ايم پس برويم سراغ يك سوژه ديگر.

 

- يعني موضوعي به قضيه نگاه مي‌كرديد؟ اول تصميم مي‌گرفتيد درباره سال مندان بنويسيد و بعد قصه را طراحي مي كرديد؟

 

تهراني: من و رويا خيلي با هم كار كرده‌ايم؛ هم‌فكريم و خيلي هم ديگر را مي‌شناسيم. خيلي از نمايش‌نامه‌هايي هم كه در دوران دانش جويي نوشته بوديم راجع به سال مندان بود.

اول كار هم ديديم من 4 تا سوژه‌ براي سال مندان دارم و رويا 5 تا. براي همين گفتيم يا بايد چندتاش را حذف كنيم يا بايد دليلي براي پرداختن زياد به اين موضوع وجود داشته باشد. اين خودش دست ما را براي طراحي مكان‌ها باز كرد. پيش نهاد كرديم كنار چاي‌خانه يك خانه سال مندان باشد و آن ها هم استقبال كردند. بعد ديديم چقدر ناخودآگاه راجع به طلاق نوشته‌ايم و دادسرا را طراحي كرديم.

 

- نوشتن پروژه از اول تا كليد خوردن براي شما چقدر طول كشيد؟

 

- اسدي: شايد يك سال و نيم. شايد هم بيشتر.

 

- تهراني: در مورد ارتباط با مخاطب فكر كنم حضور اين خانواده كه در تمام قسمت‌ها حضور دارند، باب اوليه آشنايي را باز مي‌كنند و بعد تماشاچي وارد قصه‌هاي بعدي مي‌شود، فرض بر اين بود كه افراد ثابت پاتوق كسي را كه مي‌آيد مي‌شناسند و در جريان كارش بوده‌اند. اگر هم نمي دانند با ماجرايي كه اتفاق مي افتد، حقيقت بر ملا مي‌شود و معلوم مي‌شود زندگي آدم‌ها فقط همان چيزي كه ما داريم مي‌بينيم نيست و زواياي پنهاني زيادي دارد. به هر حال براي ما خيلي تجربه‌ جالبي بود و فكر نمي‌كنم ديگر تكرار بشود.

 

- از توليد و ساخت كار راضي هستيد؟

 

تهراني: بله، به‌نظرم كارگردان خيلي خوب با متن‌ها ارتباط برقرار كرده. بعضي جاها راهنمايي هاي خيلي خوبي كرد كه ما در بازنويسي متن‌ها خيلي ازش استفاده كرديم. در توليد هم تجربه‌هاي خيلي زيادي داشتند. من واقعا راضي‌ام.

 

- نحوه نگارشتان چطور بود؟ يكي طرح مي‌داد و آن يكي مي‌نوشت؟ چه جوري با هم تعامل مي كرديد؟

 

اسدي: نه، هر كس طرح خودش را مي‌نوشت. هرجا لازم بود اگر چيزي به ذهنمان مي‌رسيد، به هم مي‌گفتيم.

 

- اين جوري نيست كه يكي حرف آخر را بزند؟

 

تهراني: نه، اين روش‌ مال وقتي است كه چند نويسنده‌ باشند و لازم باشد يك نفر متن‌ها را يك دست كند. در كار ما هر اپيزود ما اسم نويسنده خودش را دارد. اصلا فكر مي‌كنم مخاطب بعد از مدتي بتواند بفهمد كدام متن مال من است و كدام مال رويا. نگاهمان با هم فرق مي‌كند.

 

- پس چي باعث مي‌شود در كنار هم كار كنيد و به هم نزديك باشيد؟

 

اسدي: ممكن است ديدگاه كلي‌مان نسبت به يك مساله يكي باشد. از سال 64 تا حالا دانش گاه مشترك و مطالعات مشترك، ناخودآگاه يك سري عقايد و فكرهاي مشترك بهمان داده كه حتما در كار منعكس مي‌شود. اتفاقا برخلاف مهشيد من فكر مي‌كنم جاهايي اصلا مشخص نيست كدام متن مال كي است و اين نزديكي ديدگاه‌ها بعضي جاها خيلي خوب خودش را نشان مي‌دهد. تفاوت در جزييات خودش را نشان مي‌دهد.

 

چاپ این مطلب در جام جم... این جا

Pdf  اين مطلب در جام جم... اين جا

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 10:40  توسط جابر تواضعی  |