|
وب نوشته های جابر تواضعی
|
گفتگو با محمد سرجه پیما، فیلم نامه نویس برگزیده چهارمین جشنواره تولیدات استانی صدا وسیما
این جوری بارآمده ایم
چهارمین جشنواره تولیدات استانی صدا و سیما درخرداد ماه برگزار شد و فیلم نامه «درخت باور» نوشته محمد سرجه پیما توانست جایزه بهترین فیلم نامه بخش فیلم نامه داستانی را برای نویسنده اش ارمغان بیاورد. او که از سال 72 وارد سینمای جوان شده تا به حال چندین فیلم کوتاه داستانی و مستند ساخته و«درخت باور» اولین کار او در مقیاس کارهای حرفه ای است. با او درباره این جایزه، روند کار هنری اش وکارهای مختلفی که در این زمینه انجام داده حرف زده ام و بعد چون معاون انجمن سینمای جوان کاشان هم هست، در باره روندکاری این انجمن در یکی دو سال اخیر، و او هم در جواب سوال های چالشی من محتاط و حساس است و هم جلو دوربینم. با این که خودش بارها و بارها در مقام کارگردان آدم های جلو دوربینش را هدایت کرده و لابد از هیجان و دستپاچگی شان آشفته شده است.
در جشنواره تولیدات استانی صدا و سیما، فیلم نامه ها در چند بخش مورد ارزیابی قرار می گرفتند؟
در 3 بخش فیلم کوتاه، داستانی بلند و سریال. جایزه بهترین فیلم نامه فیلم داستانی بلند به فیلم نامه «درخت باور» رسید. اگراشتباه نکنم بیش از 50 مورد در این بخش شرکت کرده بودند.
مختصر و مفید قصه فیلم را می گویی؟
داستان دانش آموزی است که درس های حفظی اش را متوجه نمی شود و نمره های خوبی از آن ها نمی گیرد . ماجرا را با مدیر مدرسه در میان می گذارد و او هم رازی را به او می گوید؛ این که اگر زیر درخت بلند و تنومند چنار وسط حیاط مدرسه بنشیند و درس بخواند، هر چی خوانده خیلی خوب در ذهنش جا می گیرد. او پیشنهاد آقای مدیر را عملی می کند و نتیجه می گیرد. ولی به هر حال این راز هم مثل همه رازها دیر یا زود فاش می شود و همه ازش با خبر می شوند. برای همین درخت چنار مدرسه به موضوع و معضل اصلی مدرسه تبدیل می شود. همه دوست دارند درسشان را زیر این درخت بخوانند و طبیعتا این، یک سری مشکلات را به وجود می آورد. حتی کار به جایی می رسد که یکی از معلم های مدرسه هم که قصد دارد در امتحان فوق لیسانس شرکت کند، شب ها در مدرسه می ماند تا زیر درخت چنار درس بخواند. ولی به هر حال در آخر قصه اتفاقاتی می افتد که ما می فهمیم این درخت در حقیقت نشانه چیزی است که درون همه بچه ها وجود دارد.
سوژه «درخت باور» از کجا آمد؟
یکی از رزمنده ها که هم زمان با جنگ درس می خواند، تعریف می کرد که هر وقت می خواسته درس بخواند، زیر یک توپ می نشسته و درس می خوانده و احساس می کرده درس هاش را بهتر می فهمد. انگیزه دیگرم، خوابی بودکه خودم دیدم. جمع این ها مرا به فیلم نامه « درخت باور» رساند.
در نوشتن فیلم نامه از کسی کمک نگرفتی؟
اولش قرار بود آن را گروهی بنویسیم. ولی بعد به این نتیجه رسیدم که نمی شود. گروه هم فکری نبودیم یا من نتوانسته بودم گروه هم فکری بچینم. نیاز نوشتن این است که خودت را کاملا در شرایط قرار بدهی. برای هر کاری که می نویسم حدود 6-7 ماه ذهنم درگیر است. سر این کار هم کلی با خودم بالا پایینش کردم و فیلم نامه نهایی را در 4 شب نوشتم.
تا آن جا که یادم می آید ، قرار بود آن را خودت بسازی.
بله، ولی متاسفانه نشد . فیلم نامه توسط یکی از دوستان به شبکه استانی قم رسید و وقتی ازم دعوت کردند، فکر کردم می خواهند درباره ساختش حرف بزنیم. ولی وقتی رفتم، دیدم تهیه کننده و کارگردان و همه عواملش از قبل مشخص شده اند. در حقیقت در برابر عمل انجام شده قرار گرفتم.
چرا عمل انجام شده؟ می توانستی با ساختش موافقت نکنی.
راستش نسخه های زیادی ازش به جاهای مختلفی رفته بود و نویسنده های زیادی آن را دیده بودند و شبکه های مختلفی بررسی اش کرده بودند. خودت بهتر می دانی که این جور وقت ها چه خطری کار را تهدید می کند. دیگر لازم بود کار ساخته شود و یک جوری سر و ته قضیه هم بیاید!
با توجه به این که تجربه فیلم سازی داری و می خواستی این فیلم نامه را هم خودت بسازی، می توانی بگویی فیلم « درخت باور» چند درصد ذهنیت تو را نسبت به فیلم نامه ای که نوشته ای، برآورده کرده؟
کارگردان خیلی محتاط عمل کرده و خلاقیت تصویری چندانی در کار نیست. خیلی سنتی با کار برخورد کرده و این از کادر بندی و زوایایی که انتخاب کرده، پیداست. شاید چون نمی خواسته از مخاطب پسندی کار کم شود.
خیلی عجیب است اگر فیلم نامه موقع ساخت تغییراتی نداشته باشد. فیلم نامه نهایی چه تغییراتی داشت؟
مثلا به جای مدیر مدرسه، معلم تازه واردی که خودش هم قبلا شاگرد همین مدرسه بوده و مثل شخصیت اصلی ما همین مشکل را داشته و درخت چنار به دادش رسیده، ماجرا را به او می گوید. یا در فیلم به جای حیاط مدرسه در جای دیگری است که البته دلیلش علاوه بر تنوع لوکیشن، این بوده که یک مدرسه با همچین درختی پیدا نکرده اند.
از کارهای بعدی چه خبر؟
فیلم نامه ای نوشته ام به اسم « نقش اول» که در صدا و سیمای کهکیلویه و بویراحمد تصویب شده و به احتمال زیاد، خودم آن را کار می کنم. سفارش دیگری هم هست از مرکز قم برای نوشتن یک سریال با اسم اولیه «شیرین تر از عسل». کار سفارشی خیلی مشکل است. چون در محدودیت قرار می گیری و کارت مشکل می شود. من هنوز به این ماجرا هنری تر و به عبارتی سینمای جوانی نگاه می کنم.
ولی واقعیت سینما و تلویزیون همین کارهای سفارشی و ضربتی است. چه جوری می خواهی با آن ها کنار بیایی؟
خودم را زیاد آلوده اش نمی کنم تا بتوانم کاری را که دوست دارم انجام بدهم. برای همین بود که «درخت باور» نتیجه گرفت.
یعنی نمی خواهی با فضای حرفه ای هماهنگ شوی؟
لزومی ندارد، همیشه که نباید با جامعه جلو رفت. من هم نمی خواهم برنامه نویس و برنامه ساز بشوم. دوست دارم چیزی که به نام من می ماند، ماندگار باشد و برای همین در کار هنری درگیرکار روزمره نمی شوم.
بین صحبتت عبارت «سینمای جوانی» را به کار بردی. درباره اش توضیح می دهی؟
اسم دیگرش را می شود گفت تفکر فیلم کوتاه. یعنی این که خودمان را اصلا در هیچ قید و بند و محدودیتی قرار ندهیم. درست یا غلط تلویزیون شما را درمحدودیت سفارش ها قرارمی دهد و باید در مقیاس خاصی کار کنید. ولی تفکر سینمای جوانی این حرف را نمی پذیرد که فلان فیلم حتما باید 60 دقیقه باشد یا فلان سریال حتما 90 قسمت. هر چیزی باید سرجای خودش باشد و هر اتفاقی بر اساس نیاز و قابلیت اتفاق بیفتد.
فکر می کنی با این طرز تفکر چقدر بتوانی در بازار معمولی دوام بیاوری؟
به این بستگی دارد که من چی را ارزش بدانم. اگر ارزش این باشد که اسمم در تیتراژ فلان سریال 90 قسمتی به عنوان نویسنده بیاید بله، من نمی توانم دوام بیاورم. ولی من به کمیت اعتقادی ندارم.
فیلم نامه نوشتن برایت پله ای است برای رسیدن به کارگردانی؟
نه، اصلا. فیلم نامه خودش یک چیزکامل است. اگر مجبور بشوم یک کار را انتخاب کنم، فیلم نامه نوشتن را ترجیح می دهم.
ولی هم چنان گوش به زنگ کارگردانی هم هستی.
آره، همه فیلم نامه هام را جوری می نویسم که خودم کار کنم.
فکر نمی کنی موازی جلو بردن دو تا کار در مقیاس های حرفه ای به اصل کارت لطمه بزند؟
در کار هنری هیچ قانونی نیست . اتفاقا اکثر فیلم های موفق را فیلم سازانی ساخته اند که فیلم نامه شان را هم خودشان نوشته اند. سینمای اروپا و آمریکا را بی خیال شو. این جا ایران است و دو تا کار بیش تر را هم انجام می دهند . مثلا من می توانم فیلم بردار یا گریمور کار خودم هم باشم، چه اشکالی دارد؟ وقتی خودت در انجام کاری موفق تری، چه لزومی دارد آن را به یکی دیگر بسپاری؟
این هم مال همان روحیه «سینمای جوانی» است که حرفش بود؟
دقیقا... ما این جوری بار آمده ایم.
کلا فکر می کنی جشنواره تولیدات استانی صدا و سیما می تواند چه نقشی در پیشرفت کیفی وکمی این تولیدات داشته باشد؟
می شودگفت خیلی خوب است . چون شبکه های استانی را به جنب و جوش وا می دارد و همه درست دارند کاری تولید می کنند که در آن پذیرفته شود. مثلا همین فیلم «درخت باور» اساسا برای شرکت در جشنواره ساخته شد. از نظر سطح کاری آن در قیاس با بقیه جشنواره ها استانداردها در آن رعایت شده بود و این چیزی است که در خیلی از جشنواره های دیگر دیده نمی شود.
خب از سینمای جوان کاشان چه خبر؟
خیلی فعال و خوب است. ولی متاسفانه هزینه ساخت فیلم خیلی زیاد شده . قالب های SVHS,VHS عملا منسوخ شده و حتی جشنواره ها هم زیاد تحویلش نمی گیرند. بچه ها هم دوست دارند درسطح حرفه ای و در قالب DV کارکنند. قبلا سی-چهل تا کار در قالب VHS تولید می کردیم ، ولی امسال فقط 10 کار در قالب DV داشتیم. یعنی تعداد خیلی پایین تر آمده، گرچه کیفیت خیلی بهتر شده است.
همان طور که گفتی تولیداتی انجمن از نظر تعداد مثل چند سال پیش نیست و این اصلا خوب نیست. اگر خودت هم صادقانه و بدون در نظر گرفت آمار و ارقام وبیلان ها مرسوم به ماجرا نگاه کنی ، می بینی که این نتیجه، رضایت بخش نیست. این با توجه به این است که انجمن گویا با کار ـ دانش قرار داد بسته و روی بعد آموزش اش به نسبت قبل بیشتر مایه گذاشته. گرچه اصل آموزش خیلی مهم است ، ولی مطمئنا اجرایش با این مشکل در اهداف انجمن نمی گنجد.
بهتر است برویم سراغ بحث های مالی و این جوری...
این قبل از این که بحث مالی باشد ، بحث ساختاری است.
پس اول بگویم که دیگر دانش آموز کار-دانش نمی گیریم. چون انجمن مرکز هم به شدت با آن مخالف است. کارـ دانش تستی بود که ببینیم علاقه مندان به فیلم سازی در مقطع دبیرستان، در چه سطحی هستند. بعد به این نتیجه رسیدیم که چون به این جا به چشم مدرسه نگاه می کنند و قبل از هر چیزی دنبال نمره هستند، متاسفانه نمی توانند موفق باشند.
بعد از چند سال به این نتیجه رسیده اید؟
بعد از 2 سال . بر عکس دیدیم آن هایی که به صورت آزاد در دوره های ما شرکت می کنند این مشکل را ندارند. برای همین دیدم نمی شود از این هنرجویان، موفقیتی را که مدنظر ماست به دست آورد. به این دلیل و همین طور مخالفت دفتر تهران ، به احتمال زیاد امسال بساطش را جمع می کنیم.
از قرار معلوم بخش زیادی از انرژی محدود انجمن صرف آن می شود.
بله ، باتوجه به زیاد بودن کارهاو مشکلات و کمبود نیرو توان ما خیلی کم تر از آن است. ولی در مورد کارها نمی شود گفت که سطح کیفی شان از سه چهار سال پیش کم تر شده شاید توقع ما بیشتر شده.
برای این حرفت باید ملاک و معیاری داشته باشی.
درکار هنری چه معیاری وجود دارد؟
در مورد بحث کمی، تعداد کارها مشخص است و جای هیچ اما و اگری نیست. مگر این که بگوییم کیفیت، کمیت را پوشش می دهد. ولی در بحث کیفیت هم باید سنگ محکی وجود داشته باشد. در مورد فیلم کوتاه به غیر از جشنواره سالانه ای خود سینمای جوان برگزار می کند، ماشاا... هزار ماشاا... جشنواره های ریز و درشت زیادی هستند که فیلم کوتاه یا موضوع اصلی آن هاست یا در بخش جنبی بهش می پردازند. حال شما می توانی بگویی فلان تعداد از تولیدات مادر فلان جشنواره و بهمان جشنواره پذیرفته شده یا جایزه گرفته.
وقتی از تفکر سینمای جوانی حرف می زنیم، لازمه اش این است که هیچ محدودیتی برای خودمان در نظر بگیریم. مثلا این که چند تا کار در چند تا جشنواره پذیرفته شده و...
این به عنوان یک دیدگاه شخصی می تواند قابل قبول باشد. ولی از دید یک ناظر بیرونی و یا نگاه مدیریتی چاره ای جز لحاظ کردن بعضی پارامترها نیست. آیا محصولات کاری سینمای جوان کاشان برای محمد سرجه پیمای فیلم نامه نویس ـ و نه معاون انجمن سینمای جوان کاشان ـ قابل قبول است؟
با یک نگاه متوسط به بالا نه. ولی توجه بر شرایط و امکانات و بودجه و تجهیزات و مشکل شخصی ما و بچه ها، چرا.
من به عنوان یکی از مسئولین انجمن مرکز ازت یک بیلان کاری می خواهم . مشکلات شخصی خودت و هنرجوهات را هم در بیلان می نویسی؟
پس من با چه معیاری باید بگویم نتیجه کار خوب است یا نه؟
برای این معیارها کلی برایت روضه خواندم. آیا ازنظرکمّی ...
کمّی که اصلا مهم نیست.
خیلی خوب... کمّی مهم نیست. پس آیا از نظر کیفی رضایت تو را جلب می کند؟
حالا معیارت در ارزیابی کیفی چیست؟
فرض کنیم همین جشنواره هایی که ذکر خیرشان رفت.
فیلم هایمان کم و بیش در جشنواره پذیرفته می شوند.
مي دانم كه مي داني جوابت خيلي قانع كننده نيست. به این سوال کلیشه ای هم جواب بده: برای هم سن و سال های خودت چه پیامی داری؟
عقیده دارم در هر کاری به هر سطحی که مدنظرمان باشد، می رسیم . نوع فعالیت خیلی مهم نیست. حتی یک رفتگر هم می تواند بهترین رفتگر باشد. اگر بخواهیم موفقیت های چشم گیری پیدا کنیم، باید هدف های خیلی بالایی برای خودمان در نظر بگیریم. طول زندگی که دست ما نیست، ولی عرضش پر است از موفقیت و شرایط و امکانات. باید از امکانات و شرایط عرض زندگی نهایت استفاده را بکنیم.