|
وب نوشته های جابر تواضعی
|
اين مطلب در صفحه 7 روز يکشنبه 30 ارديبهشت ماه 1386روزنامه جام جم چاپ شده است.

اگر نگهباني ساختمان شهداي راديو هوس کرده اين بار به دوربين همکارمان مصطفي قطبي گير بدهد و يک ساعتي معطلمان کند و حتي پيغام و پسغام هاي حسن محمديان را ناديده بگيرد و همه اينها آرامش مدير راديو گفتگو را به هم نمي ريزد، خيلي تعجب ندارد. خيلي دور از ذهن نيست که او به واسطه اسم شبکه راديويي اش هم که شده ، با هر چيزي از در تساهل و تسامح و مدارا و گفتگو وارد شود. گرچه به شهادت گفتگويي که مي خوانيد، به وقتش از انتقاد و بيان مشکلات هم ابايي ندارد. 27 ارديبهشت ، جشن تولد يک سالگي کوچکترين و تا الان آخرين عضو خانواده 12 نفره شبکه هاي راديويي صداوسيماست که اسمش را «گفتگو» گذاشته و سرپرستي اش را به او سپرده اند. حسن محمديان 46 ساله ، کارش را از سال 60 به عنوان معاون تربيتي مدارس در آموزش و پرورش شروع کرده و از سال 64 به طور رسمي وارد صداوسيما شده است. اولين مسووليتش مديريت پخش راديو کرمان بوده و پس از آن از اواخر سال 65 به مديريت راديو کرمان رسيده است. از ديگر فعاليت هاي محمديان مي توان به مديريت طرح و برنامه استان ها و مديريت گروه اقتصاد راديو ايران را تجربه کرده و همين طور دبير 6 دوره جشنواره سراسري راديو بوده تا حالا که روبه روي هم نشسته ايم و درباره اين ته تغاري يک ساله حرف مي زنيم.
بهتر است با اين سوال شروع کنيم ، در طراحي برنامه ها چه چيزهايي را در نظر گرفتيد؟
برنامه ها را مدت دار مثلا 30 برنامه تعريف مي کنيم. اگر خوب بود، ادامه مي دهيم وگرنه جايگزين مي کنيم. ويژگي ديگر ما ساختار ساده سيستم تشکيلات و چارت سازماني مان است. ما به جاي گروههاي مختلف برنامه سازي ، مدير طرح و پژوهش ، مدير پخش و پشتيباني و توليد، مدير نظارت و ارزشيابي برنامه اي و مدير ارتباطات تعريف کرده ايم. اين ساختار چابک و کارآمدي است که خيلي به ما کمک مي کند. به جاي طي سلسله مراتب از مدير شبکه به مدير گروه و بعد برنامه ساز، مدير شبکه مستقيم در جريان است. خيلي از برنامه سازان درباره طرحشان با خود من يا مدير طرح و پژوهش صحبت مي کنند. واحد طرح و پژوهش را هم به جاي واحد طرح و برنامه تعريف کرده ايم ، چون پژوهش از اولويت هاي ماست و درباره هر چيزي بايد پژوهش انجام بشود.
نبودن گروههاي برنامه ساز، در توليد برنامه ها مشکل ساز نمي شود؟
نه ، ميزهاي تخصصي را تعريف کرده ايم و اگر لازم باشد، به جاي گروههاي مختلف ميزهاي تخصصي را افزايش مي دهيم. براي روزآمد بودن در ابتداي برنامه هاي هر روز 1.5 ساعت برنامه زنده گفتگوي روز را داريم که به صورت تحليلي و تفسيري به همه مباحث جامعه مي پردازد و با حفظ ويژگي چندصدايي ديدگاه هاي مختلف را درباره آن موضوع مطرح مي کند. ويژگي کلي برنامه ها حقيقت يابي ، روزآمد بودن ، تضارب آراء، عقلانيت ، جامع نگري ، توانمندسازي عموميت جامعه و تفاوت در فرم و محتوا و سطح و تراز مباحث در آنهاست. هيچ موضوعي نيست که در برنامه ها به آن نپردازيم. براي همين برنامه گفتگوي روز 7 تيم درست کرده ايم که هر روز يک تيم برنامه دارد. اين توانايي را هم داريم که اگر مثلا امروز نوبت گروه علمي است ، ولي موضوع سياسي داغي اتفاق افتاده ، فورا گروهها را جابه جا کنيم و به موضوع روز بپردازيم. حتي شده که به اقتضاي شرايط، چند روز پشت سر هم به موضوعات سياسي يا اقتصادي بپردازيم ، در حالي که طراحي جدول پخش بقيه شبکه ها تصلب خيلي زيادي دارد و اين جابه جايي خيلي سخت است.
فکر مي کنيد از نظر سياسي واجتماعي چه شرايطي باعث شد راديو گفتگو راه اندازي شود؟
فکر مي کنم بيشتر خاصيت زمان است.
اين اتفاق پس از دوم خرداد 76 افتاده است. اسم اين شبکه راديويي هم از دل همان ادبياتي برآمده که آقاي خاتمي به جامعه ارائه کرد. براي همين اين شائبه براي بسياري وجود دارد که راديو گفتگو نتيجه و محصول شرايط ايشان است. چقدر از اين خاصيت زمان که مي گوييد يا در حالت کلي ترش اقتضائات زمان ، به همين ماجرا برمي گردد؟
مي تواند برگردد، ولي تاک راديوها در دنيا سابقه زيادي دارند و پديده جديدي نيستند.
بله ، ولي ما تا حالا نداشته ايم.
مي توانيم ريشه اي تر بحث کنيم و بگوييم اصلا ما در جامعه مان از نظر گفتگو با هم مشکل داريم. حتي در خانواده بين زن و شوهر يا پدر و فرزند ما هم گفتگو کم است. در صورتي که پشتوانه فرهنگي و ديني ما مي تواند سرمشق باشد. قرآن مي گويد هنگامي که سخن مي گوييد، عدالت داشته باشيد. يا جاي ديگر مي گويد خوش به حال آنها که همه حرفها را مي شوند و بهترينش را انتخاب مي کنند. مولوي مي گويد: گر نبودي آدمي را قول و گفت / کي توان ديدن گل معني شکفت». اين يعني ديدگاه هاي متفاوت در برخورد با هم ، يکديگر را خنثي مي کنند و بهترين روش به وجود مي آيد.
ديگر اين که راديو در ابتداي تاسيس فقط در ارتش و جنگ کاربرد نظامي داشت. بعد کاربرد اطلاع رساني اش خيلي قوي شد. بعد کارکرد موسيقي و سرگرمي و تفريحش بيشتر شد؛ ولي به نظرم حالا مي شود 3 عنصر خيلي مهم را برايش در نظر گرفت. اول موسيقي است و دوم اطلاع رساني. کارکرد جديدي هم که الان اضافه شده و خيلي مهم است ، گفتگوهاي چندجانبه است. مردم دوست دارند ديدگاه هاي متفاوت را راجع به يک موضوع بدانند.
يعني يک جور ارتباط بي واسطه با مخاطب.
بله ، آمار تحصيلکرده هاي ما با 10 سال پيش قابل مقايسه نيست و اين جوري نيست که مردم به هر رسانه و حرفهايش دربست بگويند چشم. الان اقتضائ مي کند که ديدگاه هاي مختلف مطرح شود و از ماحصل تقابل انديشه ها، چيز پخته اي به مردم تحويل داده بشود. کسي اهل گفتگو است که به کار خودش شک نداشته باشد. مقتضيات يعني زمان خيلي تعيين کننده است و حالا قيافه و منش و رفتار آدمها خيلي تغيير کرده است. اصل فرهنگ مي تواند ثابت باشد، ولي بالاخره زايش دارد و براساس همان اصول ثابتش آفرينش ايجاد مي کند. نکته خيلي خوبي که قبل از راه اندازي در نظر گرفتيم و خيلي موثر بود، اين بود که ايده اش را با طيفهاي مختلف جامعه مطرح کرديم و از حرفهايشان استفاده کرديم.
اين جلسات با آدمهايي از طيفهاي مختلف سياسي و اجتماعي که به هر حال جزو خواص بودند و نه عامه موضوع چطور طرح مي شد؟
ايده اوليه را توضيح مي داديم و مي گفتيم شما چه پيشنهادي داريد؟ آنها خواستها و نگراني هايشان را مطرح مي کردند و ما جواب مي داديم.
نگراني آنها چي بود؟
مثلا مي گفتند چون نزديک انتخابات خبرگان است ، داريد اين راديو را راه مي اندازيد. ولي اين اواخر اثبات شد که هدف اين نبوده است. چون ما براي خبرگان هم ديدگاه هاي مختلف را طرح کرديم. 12 - 13 جلسه با شخصيت هاي موثر فرهنگي کشور و گروههاي سياسي مختلف و مراجع تقليد برگزار کرديم. جلسه اول با گروهي از اصلاح طلبان مثل عيسي سحرخيز، محمد توسلي ، محمدجواد مظفر، فاطمه راکعي ، رجبعلي مزروعي و صوفي بود، اما جلسه بعدي با اصول گرايان مثل حسين الله کرم ، اسدالله بادامچيان و طيف روزنامه هاي رسالت و سياست روز بود. جلسه اي با خانم شهلا لاهيجي ، مدير انتشارات روشنگران و بقيه دوستانشان داشتيم. همين طور با اعضاي دايره المعارف بزرگ اسلامي ، کانون وکلا و بقيه. مي شود گفت اصلاح طلبان به مواضع و حرفهاي ما با ترديد نگاه مي کردند. گرچه من کلا اين دسته بندي ها را قبول ندارم. كارکرد جديد راديو ترتيب دادن گفتگوهاي چند جانبه براي ارائه ديدگاه هاي متفاوت راجع به يک موضوع است
چرا قبول نداريد؟
نمي گويم وجود ندارد. ولي اين تقسيم بندي ها در جامعه ما خيلي اصولي نيست. خيلي از اصلاح طلبان بعضي جاها از اصولگراها هم اصولگراترند و برعکس. مرزبندي دقيقي وجود ندارد.
جميع اين جلسات شما را به چه تعريفي از راديو گفتگو رساند؟
همه مي گفتند اگر راديويي باشد که انديشه هاي مختلف در آن طرح شود، باعث توانمندسازي و اعتمادسازي در جامعه مي شود. همين طور هم شد. تا حالا خيلي از شخصيت هاي حوزه هاي مختلف در اين راديو حضور داشته اند.
من تصور مي کنم هنوز خيلي از روشنفکران و نخبگاني که بالقوه مخاطب شما هستند، هنوز آن را نمي شناسند. فکر مي کنيد کارهايي که انجام داده ايد، آن طور که بايد و شايد ديده شده است؟
نه. ولي اين هم دلايل خودش را دارد. کار ما تجربه جديدي است و براي همين نوع مطرح کردنش خيلي مهم است. ما ايراني ها اخلاقي داريم که از هر چيزي خيلي زود ذوق زده مي شويم. در صورتي که بايد همه چيز را حساب شده و با تاني و وقار پيش برد. بعضي ها خيال مي کنند وقتي در يک برنامه 2 نفر دعوا کنند، خيلي خوب است. در حالي که گفتگوي ميان انديشمندان الزاما دعوا نمي خواهد. 2 آدم بي عقل راحت تر دعوا مي کنند و يک رسانه حرفه اي صرفا دنبال اين دعوا نيست. بايد ديد که آيا فلان مناظره و گفتگو آگاهي را بيشتر مي کند، به تصميم گيري منجر مي شود، مدارا و تحمل و تعاملات افراد مختلف جامعه و احزاب را بيشتر مي کند يا نه. من معتقدم اين اتفاق به مرور حتما مي افتد. کما اين که الان دبيران احزاب خيلي راحت تر روبه روي هم مي نشينند و حرف مي زنند.
به هر حال با وجود اين که از گفتگو و مدارا دم مي زنيم ، حتي خود ما خيلي چيزها را برنمي تابيم. بنابراين در جامعه اي که تا چند سال پيش گروههاي فشار با سبکها و روشهاي مختلف ، اساسا هستي و بود و نبود يک چيز را مشخص مي کردند، طبيعي است که راديو گفتگو کنش و واکنش هايي را ايجاد کرده باشد. با آنها چطور کنار آمده ايد؟
جلساتي که پيش از راه اندازي با گروههاي مختلف برگزار شد، خيلي کمک کرد. خوشبختانه اصل گفتگو را همه قبول دارند، فقط آستانه تحملمان کم است. ولي خب به مرور با عادت به صحبت و گفتگو اين آستانه تحمل بيشتر مي شود و قبول مي کنيم که ما هم عيبهايي داريم. ما به عنوان رسانه بايد جانبداري نکنيم و به همه فرصت مساوي بدهيم. حالا ممکن است بعضي ها نتوانند تحمل کنند، ولي به مرور اين اتفاق مي افتد.
لابه لاي حرفهايتان به پخش تصويري گفتگوها اشاره کرديد. با اين که بشدت معتقدم سازمان فقط و فقط بايد به توسعه کيفي رسانه هايي که در اختيار دارد بپردازد، ولي فکر مي کنم چقدر خوب است که يک شبکه تلويزيوني سراسري و حتي ماهواره اي با مشي و روش راديو گفتگو داشته باشيم. فکر مي کنيد راه اندازي شبکه تلويزيوني گفتگو چقدر عملي است؟
بهترين کار اين است که تصاوير همين برنامه هاي راديو گفتگو پخش شود و ديگر براي راه اندازي يک شبکه جديد هزينه نشود. به نظرم گذاشتن 2 تا دوربين کفايت مي کند. مثل صداي امريکا و بي بي سي که دارند همين کار را مي کنند. بالاخره بودجه سازمان هم محدود است.
منظورم اين است که گفتگو به عنوان يک مفهوم و روش در ابعاد گسترده تري مثل يک شبکه تلويزيوني جاري و ساري شود و جامعه هدف هم مثل راديو گفتگو همان نخبگان باشند.
خب الان هم شبکه 4 هست. البته قبول دارم که سطحش مثل راديو گفتگو نيست.
راديو و تلويزيون ما تعامل خوبي باهم ندارند و مي شود يکي از مهمترين دلايل افت راديو را عدم پشتيباني تلويزيون دانست. حالا شما مي توانيد در اين زمينه فتح باب کنيد.
بله ، راديوها و تلويزيون هاي دنيا خيلي خوب همديگر را تکميل مي کنند و ما اين مشکل را داريم. مي شود بهش فکر کرد و بايد قرارداد ببنديم. مثلا ما با شبکه 4 مي توانيم تعاملات زيادي داشته باشيم و خيلي از مناظره هاي ما براي آنها قابل پخش است. البته نمونه اش را هم داريم. پارسال برنامه گفتگوي روز ما با موضوع تئاتر دفاع مقدس به طور مستقيم از شبکه 2 پخش شد.
به طور کلي راديو و حالا راديو گفتگو خيلي وقتها از خيلي رسانه هاي ديگر از نظر اطلاع رساني جلوتر است ، ولي حالا به هر دليل به اقتضاي ماهيتش کارش آن جور که بايد و شايد ديده نمي شود. اگر کاري که الان دارد در سايت به صورت ناقص انجام مي شود، کامل تر شود و علاوه بر امکان دانلود برنامه ها، متن آنها روي سايت قرار بگيرد و کارکرد يک منبع خبري يا خبرگزاري را پيدا کند، برد راديو گفتگو را خيلي از اين بالاتر مي برد، نمونه هاي فارسي غيررسمي اش را هم داريم.
درد بزرگ ما همين است که در سازمان نمي توانيم از هم انتقاد کنيم. ولي واحدهاي اداري ما واقعا بايد فکري به حال خودشان بکنند و بروزتر شوند. سايت ما بايد به بانک اطلاعات تبديل شود. گرچه الان در مجموع جزو موفق ترين سايتهاست ، ولي اين کافي نيست. ظرفيتي که اول به ما داده بودند، بعد از طراحي پر شد حتي خبرهايمان را هم نمي توانستيم بگذاريم. کلي پيگيري و نامه نگاري کرديم تا توانستيم 4 تا خبر بگذاريم. واحد فني و برنامه ريزي ما بايد بروزتر باشند. کشيدن يک سيم بين نودال و پخش دو ماه طول مي کشد.
در روز تعطيل نمي شود برنامه ضبط کرد. امکان يک کنفرانس تلفني ساده نداريم.
جاهايي مثل بي.بي.سي فقط راديو نيستند، سايت دارند و خيلي چيزهاي ديگر. حتي ممکن است مطلبي روي سايتشان باشد که در جاي ديگر از مجموعه نيست. ولي ما در واقع يک کانال کوچک راديويي هستيم. ما از نظر محتوايي ، آمادگي پخش 24 ساعته داريم.
ولي بخش لجستيک ، ستادي و سخت افزاري بايد به ما کمک کند. همه سيستم براي ما محدوديت ايجاد مي کند. همه بايد به روز شويم وگرنه فايده اي ندارد. اگر پخش زنده از سايت راه بيفتد موفقيت خيلي بزرگي است. من معتقدم علاوه بر سايت بايد باشگاه گفتگو داشته باشيم که انديشمندان در آن عضو باشند و در جاهاي مختلف دفتر داشته باشند. فعلا در حال نوشتن اساسنامه اش هستيم.