تبليغاتX
زیر درخت انجیر - حرف حساب جواب ندارد
وب نوشته های جابر تواضعی

ماندگار عزيز كامنت (راستي من كه تا حالا براي اين كلمه معادل فارسي نشنيده ام، شما چي؟) گذاشته كه:« وبلاگ شخصی ات شده رپرتاژ آگهی صدا و سیما. پس خودت چی؟»

«آدمی که زورش میاد بنویسه» هم كه گذشته از اسمش باز توضيح داده عادت ندارد نظرش را بنویسد، در تاييد حرف ماندگار گفته: «هر کس اهل روزنامه و خبر باشه تمام مطالبتون رو یک بار توی روزنامه می خونه. اما وقتی میاد تو وبلاگت، دوست داره خودت رو ببینه و بخونه، نه این که حس کنه اومده دم دکه روزنامه فروشی.»

 

حرف حساب جواب ندارد. مخصوص اين وبلاگ كم نوشته ام. بيش ترش آرشيو خزعبلاتي بوده كه اين ور و آن ور ازم خورده. ولي راستش از اول هم قرارم چيزي غير از اين نبود.

با همه اين حرف ها آن قدر اين كامنت ها تاثيرگذار است كه به گمانم بايد دير يا زود بايد براي خودم فكري بكنم. اگر چيزهايي اين جا مي بينيد مقبول نمي افتد، به بزرگواري خودتان ببخشيد. اين روزها- بهتر است بگويم همين سال ها- جز تك و توك موارد انگشت شمار، خروجي ام از جنس همين اراجيفي بوده كه مي بينيد. اين زنگ خطر است براي خودم. زنگ خطري كه مدت هاست به صدا درآمده و البته من كاريش نمي توانم بكنم. دلايل اين وضع آن قدر ساده است كه نيازي به مرورش نمي بينم. اما به همان اندازه هم مي تواند براي شما غيرقابل قبول و حتي مسخره باشد.

بگذريم... گفتم كه با همه اين ها حرف حساب هيچ وقت جواب ندارد.

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 19:16  توسط جابر تواضعی  |