تبليغاتX
زیر درخت انجیر - درباره اتفاقات اخير«شب شيشه اي»؛ كم كم عادت مي كنيم
وب نوشته های جابر تواضعی

اين مطلب در صفحه 3 روز شنبه 26خرداد 1386  روزنامه جام جم چاپ شده است. البته مثل هميشه با جرح و تعديل!

 

1. شك نكنيد كه يكي از مهم ترين دلايل«شب شيشه اي» همان ايده اوليه اش است. اين كه بنشينيم و از هنرمنداني كه مردم آن ها را دوست دارند، سوال هايي بپرسيم كه تا حالا  فقط بعضي مطبوعات به آن ها پرداخته اند براي مخاطبان تلويزيون ما خيلي تازگي دارد و اين جذابيت لابد آن قدر هست كه برنامه بعد از اين همه مدت بودن روي آنتن، هنوز جذابيت هايش را از دست نداده است.

اتفاقا «شب شيشه اي» در بين تاك شو هاي ريز و درشتي كه به عنوان يك قالب مرسوم برنامه سازي آنتن رسانه ها را پر مي كنند، ساختار بسيار ساده اي دارد و از اين نظر هيچ نكته غيرعادي در آن به چشم نمي خورد. نوآوري هاي كوچك اين برنامه –مثل حركات كج و معوج و غير عادي و فلوي دوربين و اينسرت هايي از حركت دست مهمان ها و دادن سي دي برنامه به مهمان- ديگر تكراري و حتي ملال آور شده اند. برنامه، طراحي صحنه و پلي بك هاي خيلي جذاب و شاخصي ندارد و نه حتي اين اواخر سوالات هوش مندانه اي براي نظرسنجي اس ام اسي اش مطرح مي كند. نمونه اش نظرسنجي همين برنامه احمد رضا درويش بود كه بهانه نوشتن اين يادداشت هم هست.

 

2. وقتي يك برنامه پر طرفدار توليد مي شود ، خود به خود اصل مناقشه شكل مي گيرد و طبيعي است كه مخالفت هايي را هم به دنبال داشته باشد. تا حدي كه با طرح چند سوال اساسي درباره اصل و اساس برنامه، فلسفه وجودي اش زير سوال برود. يا وقتي اصل بر رودررويي بي واسطه با مهمان است، مهمان هم متقابلا بي واسطه با او روبرو شود و اين خواسته يا ناخواسته جنجال درست كند.

اما مناقشه يا صورت مساله دوم وقتي است كه براي اصلي كه برنامه بر اساس آن توليد مي شود و جذابيتش را هم دقيقا از همان جا مي گيرد، تبصره صادر مي كنيم و اما و اگر و بايد و نبايد مي آوريم. در حالي كه به نظر مي رسد مهم ترين مساله اين است كه به برخوردها و برنامه هاي اين چنيني عادت نداريم، به پاسخ گويي در برابر ديگران عادت نداريم. براي همين است كه وقتي كم مي آوريم، فرياد و فغان وااسفا سر مي دهيم كه حوزه شخصي فلاني خدشه دار شده. اين حالت بيش تر بين موافقان و مخالفان برنامه به چشم مي خورد.

 

3. حالا بعد از اين همه وقت كم و بيش همه اين برنامه را مي شناسند و با روش پرسش هاي رشيدپور آشنا هستند. صرف حضور يك مهمان، تلويحا به اين معناست كه او با آگاهي از اين سبك و سياق به اين دعوت پاسخ مثبت داده. حضور مهمان هاي مختلف در اين برنامه نشان مي دهد كه هنرمندان هم از اين كه تابوي چندين ساله شكسته و امكان حضور بي واسطه اي با مخاطب برايشان فراهم شده، خيلي هم راضي اند.

ولي وقتي هنرمندي در برنامه حاضر مي شود، به نوعي موظف است به سوالات مجري جواب بدهد و يا حداكثر از پاسخ به آن عذرخواهي كند يا اگر ديگر خيلي ماجرا برايش ناموسي و حساس است، قبل برنامه از مجري بخواهد كه به اين حيطه وارد نشود.

4. بهانه اين يادداشت، دقيقا برنامه اي است كه احمد رضا درويش در آن حضور داشت. مرور آن چه در آن شب بين درويش و رشيد پور گذشت، تكرار ملال آوري است. ولي با مقدمه اي كه آمد، مي شود خيلي راحت و به سبك وسياق خود برنامه با مساله رو به رو شد. به گفته درويش افراد كمي مي دانستند كه درويش برادر دو شهيد است. ولي طبيعتا افراد كم تري از اين جمع از حساسيت او تا اين اندازه خبر داشته اند. در خوش بينانه ترين حالت رشيدپور جزء همين گروه بوده و در بدبينانه ترين حالت مي خواسته با رو كردن اين اطلاعات، هم آس جديدي براي بينندگانش رو كند و هم به شيوه مالوف خودش و مجريان تلويزيوني كمي پيازداغ و احساسات برنامه را بيش تر كند. در هردو حالت كار غيرعادي انجام نداده.

از طرف ديگر نگاه شخصي درويش هم نسبت به اين قضيه قابل احترام برانگيز است؛

 حتي در جامعه و زمانه اي كه استفاده از اين روش براي رسيدن به منافع شخصي كاري عادي و معمولي به حساب مي آيد بسيار هم قابل تقدير است. مسلما فاش شدن اين راز – اگر درستي اين وا‍ژه را براي اين موضوع بپذيريم- قدر و منزلت و ارزش او را براي همه بيش تر مي كند. ولي واكنش او جاي تامل بيش تري دارد؛ چيزي كه به خاطر عصبانيت او و خودداري رشيدپور، باعث شد اتفاقي كه مي توانست كفه را به نفع او سنگين كند، دقيقا بر عكس عمل كند.

 

5. اسوشیتدپرس گزارش داده كه اپرا وینفری چهره بانفوذ دنیای سرگرمی و مجری یکی از معروفترین تاک شوهای دنیا با انتخاب مجله فوربس که ثروت و شهرت چهره‌های مشهور را بر مبنای درآمد و خبرهای تازه آن ها ارزیابی می‌کند، به عنوان قدرتمندترین چهره سرشناس دنیا يك بار ديگر در صدر فهرست سالانه 100 نفره قرار گرفته؛ حتي بالاتر از چهره هاي سرشناسي مثل جانی دپ، مدونا، براد پیت، آنجلینا جولی، تام کروز، استیون اسپیلبرگ و بقيه اي كه لابد زماني صابون خانم وينفري به تن آن ها هم خورده.

مي بينيد؟ اين ماجرا فقط براي ما نيست. «شب شيشه اي» در بدترين حالت برنامه اي است براي سنجش و البته  بالا بردن آستانه تحمل همه ما كه خوش بختانه يا متاسفانه فقط از يك شبكه استاني پخش مي شود و ما در هر جايگاهي خوش بختانه يا متاسفانه بايد خودمان را به اين سبك و سياق عادت بدهيم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 19:20  توسط جابر تواضعی  |