تبليغاتX
زیر درخت انجیر - درباره نمایشگاه «خاطره باد در باغ فین کاشان»؛ رسم الخط باد با قلم برگ
وب نوشته های جابر تواضعی

اين يادداشت را چند وقت پيش نوشتم، ولي بعد گمش كردم. شرمنده كه حالا با بوي سوختگي مي بينيدش!

 

برنار مونينو   يكي از طرح هاي مونينو

 

می توانید تصور کنید بشود باد را به نوشتن واداشت؟ این اصل و ایده نمایشگاهی بود از یک فرانسوی به اسم برنار مونینو با عنوان «خاطره باد در باغ فین کاشان» که از 19 فروردین تا 9 ارذیبهشت در نگارخانه تهران واقع در ضلع شرقی دانش گاه تهران برگزار شد.

نمایش گاه شامل تصاویری است که به صورت نگاتیو از عدسی های بزرگی روی در و دیوار گالری افتاده است و روی آن ها خطوط نامنظم و نا هم شکلی کشیده شده است. تا این جا چیز زیادی دستگیرتان نمی شود. ولی در اتلق کوچکی از نگارخانه، فیلمی در حال نمایش است که با دیدنش کم و بیش دستتان می آید ماجرا از چه قرار است. فیلم، مستندی است از طرز تهیه این عدسی ها که بسیار شبیه لام های آزمایشگاهی هستند. در فیلم آقایی که زود می شود فهمید همین جناب برنار مونینو است، اول قلم یا سوزن خیلی باریکی را به انتهای برگ یا شاخه نازکی از درخت یا بوته وصل می کند. بعد یک جعبه گرد شیشه ای با قطر ده سانتی متر را – که مشابه همان لام های آزمایشگاهی است- که قبلا با دوده سیاه کرده، با کمک وسیله ای که لابد خودش اختراع کرده، عمود بر تیغه و در نزدیکی اش سوار می کند. بعد از آن دیگر نوبت باد است. او شیشه را با سوزن ته برگ مماس می کند اجازه می دهد که باد هر نقشی را که دلش می خواهد روی سیاهی دوده برجا بگذارد.

زمان طراحی بسته به شدت وزش باد از 4 تا 20 ثانیه تغییر می کند. نتیجه چیزی است شبیه نقاشی های آبستره؛ طرحی با بریدگی های ظریف و زیگ زاگ های پرچین و شکن که بیش تر از هر چیز من را به یاد تلگراف و حروف مورس انداخت. در مرحله بعد مونینو این طرح ها را مثل اسلاید یا چیزهایی که با دستگاه اوپک روی دیوار می اندازند، روی دیوار یا پرده می اندازد تا ردپای باد در اندازه بزرگ تری به چشم بیاید.

مونینو که گویا این ابتکار را اولین بار در اوت 1999 لنجلم داده درباره انگیزه اش برای انجام این کار گفته:«همیشه در الهام چیزی هست که از دنیای درون هنرمند ناشی می شود. من وقتی به این نتیجه رسیدم که جهان شخصی من بسیار محدود است و جهان طبیعت بسیار بی انتها، به فکر ادغام و نمایش این ایده افتادم. مرحله بعدش این بود که ابزاری برای عملی کردن و نمایش این ایده بسازم.»

او از 1999 این ایده را در فرانسه، مکزیک، مغرب و هند عملی کرده و به نمایش گذاشته تا این که امروز به ایران و باغ فین کاشان رسیده که به گفته خودش نمونه کامل یک باغ ایرانی است. مونینو نوامبر 2006 یعنی همین پارسال به کاشان آمده و زیر درخت های پر سن و سال و سر به فلک کشیده باغ و در کنار جوی های همیشه روان چشمه سلیمانیه که سال هاست جاری بودنش در دل کویر، خیلی ها را به حیرت انداخته، وسایلش را علم کرده. اما انگار اولش باد و همه درخت ها و بوته ها با دیدن او لج کرده بوده اند و اصلا تکان نمی خورده اند. آن هم در شهری که از بادگیرهاش پیداست که مردم روی عنصر «باد» چه حساب ویژه ای باز کرده اند. اما او آن قدر منتظر شده تا بالاخره درختچه ای دیگر نتوانسته خودش را نگه دارد و شروع کرده به حرف زدن، تکان خوردن.

مونینو هم بلافاصله دم و دستگاهش را علم کرده و حرف ها را روی شیشه های دوده ای اش ثبت کرده تا در نگرخانه تهران در معرض نمایش بگذارد. حرف هایی که اگرچه از نظر فرمی با هم شباهت هایی دارند، ولی هیچ کدامشان تکراری نیستند.

کسی چه می داند؟ شاید تا چند سال دیگر کسی پیدا شود که از زبان باد سردربیاورد و حتی بگوید آن درختچه جوان و باغ فین که جور همه درخت های قطور و قدیمی باغ را کشیده و پچ پچ همه شان را در گوش مهمان فرانسوی اش لو داده، چی گفته و روی آن عدسی های سیاه رنگ چی نوشته. یکی باید پیدا شود و دست نوشته های غیر قابل تکرار باد را به زبان ما ترجمه کند. آن وقت دقیق معلوم می شود که این ها مال آقای برنار مونینو است یا آقای باد.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 17:6  توسط جابر تواضعی  |