|
وب نوشته های جابر تواضعی
|
![]()
ماجرا جدي تر از اين حرف هاست؛ درست به همين اندازه كه در اين عكس مي بينيد. بحث سوخت و كمي بنزين شوخي بردار نيست. كار آن قدر بالا گرفته كه هيچ كس توي اين گرما كولر ماشينش را روشن نمي كند و رفيق هاي فابريكت هم حاضر نيستند دو قدم ماشينشان را بيش تر راه ببرند و تو را برسانند به مقصدت. كار از رودربايستي و اين حرف ها هم گذشته.
حتماديده ايد ماشين هاي صفر كيلومتر و نو را با ماشين هاي بزرگ و بياباني جا به جا مي كنند. حالا بايد براي اين وسيله نقليه كه مهم ترين مزيتش عدم نياز به كارت سوخت است، يك فكر جدي كرد. وگرنه به زودي همچين صحنه هايي را در ونك به بالاي تهران هم مشاهده خواهيد فرمود.
و اما شرح عكس:
يك جاييش كه نمي توانم بگويم و به شما هم مربوط نيست، نوشته بود: محصول مشترك لتحر و حسن آباد.
راستي شايد اين عكس شما را به ياد آن فرمايش آقاي احمدي نژاد بيندازد كه در قالب اس ام اس زينت بخش تلفن هاي همراه شد و يك جورهايي به انتخابات رياست جمهوري و 17 ميليوني كه به ايشان راي دادند، ربط داشت. به دست شما نرسيد؟