تبليغاتX
زیر درخت انجیر - درباره برنامه «يك صبح، يك سلام» راديو جوان؛ تفاوت هاي دو گروه برنامه ساز در يك برنامه
وب نوشته های جابر تواضعی

نمي دانم شما براي اين كه صبح ها خواب از كله تان بپرد و دوباره خودتان را مجاب كنيد كه احتمالا يك روز تكراري و خسته كننده را شروع كنيد، چه روشي داريد. ولي بد نيست كه يك بار هم اين روش را تجربه كنيد و ببينيد چقدر جواب مي دهد. به محض اين كه از خواب بيدار مي شويد، راديوتان را روشن كنيد و سعي كنيد كم كم خودتان را با حال و هواي برنامه و شرو شور مجري كه مي خواهد هرجور شده بهتان بقبولاند روز مورد نظر بهترين روز دنياست، هماهنگ كنيد. با اين مقدمه برويم سراغ كليت برنامه هاي صبح گاهي و بعد برنامه «يك صبح، يك سلام» راديو جوان.

برنامه هاي صبح گاهي به دليل زمان پخششان ويژگي هاي خاصي دارند. اطلاع رساني به مخاطب، انتقال شادي و نشاط به مخاطبين و چيزهايي از اين دست مهم ترين آن هاست. بنابراين طبيعي است كه همه آن ها در شبكه هاي مختلف راديويي خصوصيات مشتركي داشته باشند.

همين كه خيلي ها هنوز به عادت قديم، نام اصلي اين برنامه ها را به ياد نمي آورند و آن ها را به اسم قديمي ترين آن ها و با نام «سلام صبح به خير» مي شناسند، نشان مي دهد كه اين خصوصيات مشترك خيلي هم ناپيدا و به اصطلاح زير پوستي نيست.

و اما برنامه «يك صبح، يك سلام» راديو جوان هم يكي از موفق ترين اين گروه از برنامه هاست كه اگر كمي تا قسمتي مشتري جدي اش بوده باشيد، مي دانيد كه توسط دو گروه اداره مي شود. يك گروه به سردبيري مريم سيدغفوري، گويندگي بنفشه رافعي و تهيه كنندگي زهرا عبدا... زاده و گروه دوم به سردبيري نرگس فتحي و تهيه كنندگي طيبه شيخ زاده. گويندگي و اجراي گروه دوم را هم تا يكي دوهفته قبل آرزو جعفرپور بر عهده داشت، اما از قرار معلوم فاطمه صداقتي جايگزين او شده است.

بگذاريد برويم سر اصل مطلب؛ واقعيت اين است كه اين دو گروه با هم تفاوت هاي زيادي دارند و براي همين حاصل نهايي كار آن ها هم از نظر كيفي با هم تفاوت خيلي محسوس و فاحشي دارد.

از آن جا كه صداقتي تازگي ها و به خاطر مرخصي جعفرپور به گروه دوم پيوسته، اجازه بدهيد قضاوتمان را تا وقتي جعفرپور گويندگي برنامه را بر عهده داشت، محدود كنيم. چون بدون رودربايستي بخش زيادي از عدم جذابيت كار گروه دوم به ضعف هاي او در گويندگي برمي گردد. ماجرا وقتي پررنگ تر مي شود كه ناخودآگاه او را با گوينده اي مثل بنفشه رافعي مقايسه مي كنيم. در كوتاه مدت مي شود از تپق زدن هاي مداوم و پياپي او گذشت. ولي ملاحت و شيريني كلام رافعي در كنار صداي پخته و پرنشاطش كه كاركرد خيلي خوبي براي يك برنامه صبح گاهي دارد، چيزي نيست كه در كوتاه مدت به دست آمده باشد. اين همان چيزي است كه به او به عنوان گوينده و مجري تشخص مي دهد و كاراكترش را در ذهن شنونده اي كه فقط از طريق صدا با او در ارتباط است، تكميل مي كند. مثال اين ادعا مي تواند كل كل هاي او با اعظم حبيبي گزارش گر برنامه باشد كه مخاطب را با فضاي برنامه درگير مي كند و باعث مي شود پيچ موج راديويش را تغيير ندهد.

حساسيت ماجرا وقتي معلوم مي شود كه دقت كنيم تقريبا همه اين شوخي ها كه البته تقريبا از يك الگوي مشخص پيروي مي كنند، اگر درست و به جا به كار نروند، هم حيثيت دوطرف ماجرا را زير سوال مي برند و هم شنونده را خسته و دل زده مي كنند.

سردبيري و تهيه كنندگي برنامه هم از عوامل ديگري هستند كه با وجود تاثيرگذاري شان، در يك برنامه راديويي تحت الشعاع كار مجري قرار مي گيرند. اما اگر بخواهيم به آن ها هم بپردازيم، باز هم بايد گفت كه مريم سيدغفوري به عنوان سردبير گروه اول در انتخاب و لحظ تنوع در آيتم ها دقت بيش تري دارد و زهرا عبدا... زاده هم به عنوان تهيه كننده از موسيقي هاي بهتر و متنوع تري براي كار استفاده مي كند.

توليد يك برنامه توسط دو گروه متفاوت و مجزا مزايا و معايب متفاوتي دارد كه هركدام از اين مزايا يا معايب هم از زاويه ديگري ممكن است جايشان را با هم عوض كنند. نمونه اش همين قضاوت ناگزيري است كه مبناي اصلي اين يادداشت است و به انتخاب حاصل كار يك گروه نسبت به گروه ديگر مي انجامد و قاعدتا براي يك گروه خيلي خوشايند نيست. پيش زمينه اين اتفاق هم رقابت ناگفته و نانوشته اي است كه بين دو گروه درمي گيرد و به آن ها براي تنوع و پيشرفت در كارشان انگيزه مي دهد. اما بايد توجه داشت كه مخاطب به اين رقابت جور ديگري نگاه مي كند. او فارغ از همه مسائل و مشكلاتي كه براي توليد يك برنامه –آن هم از نوع صبح گاهي اش- وجود دارد، انتظار دارد برنامه محبوبش «يك دست» باشد و اين چيزي است كه سياست گذاران راديو جوان در طراحي «يك صبح، يك سلام» آن را در نظر نگرفته اند. حاصل اين ماجرا هم ريزش بخشي از شنوندگان برنامه است.

ارائه يك برنامه روتين آن هم در درازمدت كار فرساينده اي است. ولي با اين حال ناهماهنگي و اختلاف فاحش كار دو گروه با اين دليل خيلي منطقي به نظر نمي رسد.

مسلما براي ارائه بهتر برنامه روش هاي بهتري هم وجود دارد كه بد نيست سياست گذاران آن ها را هم در نظر داشته باشند.

راديو و تلويزيون دو مديوم متفاوتند و براي همين مقايسه آن ها با هم خيلي كار درستي نيست. ولي به هر حال مي شود گوشه چشمي داشت به برنامه «مردم ايران سلام» كه با وجود اين كه مدت هاست حضورش را روي آنتن شبكه دو حفظ كرده، هم چنان بين برنامه هاي صبح گاهي تلويزيون كار خوب و متفاوتي به حساب مي آيد و اين نشان مي دهد با وجود همه مصائب و مشكلاتي كه خيلي از آن ها در اين نوع برنامه سازي مشترك است و خيلي هاي ديگر كه متفاوت است، ارائه يك كار مداوم و البته درست، كار غير ممكني نيست.

با همه اين اما و اگرها پيشنهاد من به شما براي شنيدن يك برنامه صبح گاهي، بي برو برگرد همين برنامه است. مخصوصا اگر آرزو جعفرپور براي هميشه به مرخصي برود و فاطمه صداقتي كه گويا قبل تر ها هم اين برنامه را اجرا مي كرده، دوباره اين كار را برعهده بگيرد. آن وقت مي شود اميدوار بود كه گروه دوم نيز با گروه اول هماهنگي بيش تر و رقابت نزديك تري خواهد داشت.

 

اصل اين مطلب در روزنامه جام جم... اين جا

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 9:31  توسط جابر تواضعی  |